تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
پادشاه صفوى گلى بر شاخسار مقصود رخ نمود كه شميم عنبرآگينش مشامّ عالميان معطّر گردانيد و از جويبار [ 109 ب ] زلال نزهت لم‌يزلى نهالى در چمن تمنّاى ظلّ اللهى سركشيد كه ظلال اقبال « 1 » طوبى مثالش عالمى را به مهد امن‌وامان رسانيد . ملكى در صورت بشر قدم سعادت اثر در عرصهء گيتى نهاد . جهانى در لباس انسانى نمودار گشت و زمان را از نور وجود آراسته ابواب مرام بر روى روزگار بگشاد « 2 » ، نظم :
گلى بشگفت از گلزار شاهى * وجودش مظهر لطف الهى
نهالى رُست در باغ امامت * ظَلالش مرجع اهل كرامت
برآمد اخترى از بُرج اقبال * فروغش نوربخش چشم آمال
و آن مولود عاقبت محمود مكنّى به ابو الفتح و مسمّى به طهماسب ميرزا شد . طنطنهء بشارت و غلغلهء تهنيت در فضاى عالم ملكوت پيچيده ابواب ابتهاج بر روى خواص و عوام مفتوح گرديد . بساط عيش و سرور و مجلس جشن و سور ممهّد گرديده جامهاى راح ريحانى از دست ساقيان در كمال « 3 » دلستانى در گردش آمده انوار عاطفت نوّاب جهانبانى بر صفحات احوال جمهور انام تافت . امراى نامدار و وزراى عالىمقدار و صدور ذوى الاقتدار و ساير ملازمان درگاه عرش اشتباه نقود نامعدود أبيض و أحمر و عقود لآلى و گوهر نثار مهد هميون آن شاهزادهء عالىنهاد گردانيده پرده نشينان تتق عزّت و خدّام سدّهء سدره منزلت صلات صدقات و نذور و عطيّات به ارباب استحقاق رسانيده محامد شكر واهب المواهب بجاى آوردند و چند قابلهء حور سرشت قابل و مرضعهء نيكوصورت شيرين شمايل جهت ارضاع آن گوهر آفتاب شعاع تعيين گرديده مواد امانى و آمال فرق انام سمت ازدياد گرفت . امّا جهت دفع اصابت عين الكمال ، هم در آن ايّام دست سپهر به دفع نيل ملال بر چهرهء احوال ايستادگان پايهء سرير جاه و جلال كشيده خبر ناخوش شكست يافتن لشكر فيروزى اثر و قتل امير نجم و بيرام بيگ قرامانى و امير زين العابدين صفوى و عبور سلاطين اوزبك « 4 » از جيحون معروض سدّهء صفويّه « 5 » گرديده [ 110 الف ] به تواتر انجاميد ،
هامش
( 1 ) تمام نسخ : اقبالش . ( 2 ) ف : جهان . . . بكشاد : حذف . ( 3 ) ف : آن . ( 4 ) ف : چنگيزيه . ( 5 ) ف : ولا .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 269 | ميرزا بيگ جنابدى