45 زينت يافتن اين اوراق از بيان ولادت با سعادت شاهزادهء آفاق ابو الفتح ، طهماسب ميرزا و رسيدن اخبار موحش امير نجم ثانى به پايهء سرير اعلى
چون مشيّت مالكالملك بىهمتا و ارادهء خالق الارض و السّماء لم يتّخذ صاحبة و لا ولدا به ابقاى دولت دودمان عالىشأن و امتداد شوكت خاندان با احسان صاحب مكنتى تعلّق گيرد ، هرآينه شرايف امور و لطايف حضور ، كه ذريعهء بقاى آن دولت و وسيلهء امتداد آن شوكت تواند بود ، به شهادت إذا أراد اللّه شيئا ، هيّأ أسبابه برانگيزاند و كدام وسيله سالك دولت را از آن خوشتر كه فرق هميونش به درر اولاد و جواهر اخلاف سمت زينت يابد كه تا هرگاه سلسلهء ايّام بقايش به قواطع فنا منتهى گردد انتظام سلك آن جواهر دولت به پيوند آن رشتهء مجدّد متانت پذيرد ، شعر :
اساس دولت شاهان جمجاه * شود محكم به فرزندان آگاه
ستون دولت شاه است فرزند * نه هر فرزند ، فرزند خردمند
پسر چون گشت دانا و خردبخت * به وى پاينده ماند افسر و تخت
للّه الحمد كه انوار اين مفهومات و لمعان اين مقدّمات پادشاه گردون اساس از مصباح خرد اقتباس نموده پيوسته به زبان حال به مضمون كريمهء
رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ
« 1 » از بخشندهء بىضنّت و واهب بىمنّت خلفى كه فروزندهء شمع بزم دولتش تواند بود مسئلت مىفرمود . بر طبق مدعاى وافى ادايش گل مطلوب بر گلبن مقصود غنچه بسته در زمستان سنهء تسع عشر و تسعمائه [ 919 ه / 1513 م ] ، كه بلدهء فاخرهء اصفهان از يمن مقدم پادشاه جهان غيرتافزاى جنان بود ، درّى از برج سلطنت و گوهرى از صدف خلافت به ساحت وجود جلوه نمود كه اطراف آفاق از تراكم لمعان چون ساحت كبريا از امواج تشعشع و ضياء تزاحم گرفت . از نسيم عنايت ازلى در رياض دولت
هامش
( 1 ) آل عمران : 38 .