سپهرنشان آمدند [ 101 الف ] و به عين عنايت بىغايت منظور نظر عواطف شاهانه گشته غريق لجّهء مكرمت و احسان مراجعت نمودند - إنّه موفّق و معين .
42 تقرير در بيان كيفيّت وقوع شكار برگزيدهء خالق افلاك و انجم در ولايت جرا و فراهان و دارالمؤمنين قم و بيان شمّهاى از وقايع منزل قشلاق
چون همّت والاى سلاطين با شوكت و طبيعت نزهتپيراى خواقين ذى حشمت همواره مصروف بر آن است كه آنكه از دايرهء انقياد و حيطهء اطاعت قاهر آن عالىنهاد بالطبع خارج افتادهاند و در فضاى هواى خاطر مطلق العنان بسر مىبرند جمله را در ربقهء اطاعت و فرمانبرى درآورده اجراى حكم دربارهء ايشان به عمل آورند و در تمشيت و انجام اين امر مبالغه به حدّى نمودهاند كه وحوش و طيور كه در صحارى و بوادى به مقتضاى نفس و هوا و مبرّا از قيد چون و چرا مخلوقند در تحت فرمانبرى كشيده مقتضاى همّت والانهمت نسبت به ايشان به عمل آورند ، بنا على ذلك چون پادشاه گيتىآرا در زمستان سنهء سبع عشر و تسعمائه [ 917 ه / 1511 م ] در بلدهء فاخرهء قم طرح قشلاق انداخته در نهايت عيش و سرخوشى و بهجت فصل شتا به نهايت رسانيد و رايض روزگار سمند خوشرفتار مهر را از چشمهء حوت سيراب گردانيده در مرغزار حمل به چرا بازگذاشت ، شاهد گل از پى صيد دل بلبل چهره برافروخته بر مسند زمرّدفام گلبن نشست ، چمنآراى نسرين و ياسمن اطراف گلشن را نزهت و نضارت فردوس داده دل ارغوان در خون نشانيد ، پيالهء لاله از بهر گرمى بزم شوخ چشمان كوه و دشت و غزالان سرمست از بادهء لعل پرساخته صداى عيش به جمهور انام رسانيد . هواى شكار و هوس تماشاى دشت و كهسار از خاطر خطير پادشاه با داد