رفته چون [ 100 ب ] بدان صوب صواب نما تشريف نزول ارزانى داشت امير نظام الدّين عبد الكريم ، كه ايالت سارى و آمل ارثا و استحقاقا به وى متعلّق مىبود ، و آقا محمّد ولد آقا رستم روز افزون ، كه لواى تغلّب در آن ولايت برافراشته بر بعضى مواضع فرمانفرما بود ، به خدمت مبادرت نمودند و با يكديگر ابواب منازعت و مخاصمت مفتوح داشته طريق جدل « 1 » مىپيمودند . در خدمت جناب سيف الانامى دعاوى ايشان متعذّر الفصل بود ؛ چه مدعاى امير عبد الكريم آنكه « حكومت مازندران چنانچه مفوّض به آبا اجدادش بوده به دو متعلّق باشد » و مقصد آقا محمّد آنكه « در ايالت سارى و توابع قائممقام والد خويش گردد » .
بالاخره جناب سيف الانامى آن دو مدعى را همراه موكب هميون آورده مرتبهاى ديگر داخل خراسان گرديد بعد از تقبيل قوايم سرير عرش نظير كيفيت نزاع ايشان را معروض گردانيد . خسرو دادرس ابواب عاطفت و احسان بر روى احوال آن دو بزرگ مفتوح داشته فرق افتخار و قامت قابليّت هريك به تاج زرنگار و عمامهء « 2 » شاهوار آراسته فرمان هميون به إصدار مقرون گرديد كه :
« محالى كه در تصرّف آقا رستم مىبوده تعلّق به آقا محمّد ولد وى باشد و امير عبد الكريم بر ساير بلاد مازندران رقم اختصاص كشد ، مشروط بر آنكه در عوض حقوق ديوانى آن ولايت كه چندين سال ادا نكرده بودند مبلغ سى هزار تومان نقل خزينهء عامره نمايند . » امير عبد الكريم و آقا محمّد قبول مبلغ مزبور نموده جناب سيف الانامى جهت تحصيل آن وجه مرتبهاى ديگر عازم دار المرز گرديد و در باب وصول آن نهايت اجتهاد مبذول داشت .
بعد از تمشيت مهام مازندران ، موكب سپهر توان از خراسان لواى گردونساى به صوب ممالك عراق برافراشته هواى بلدهء قم از كحل الجواهر غبار مراكب مواكب سپهر مراتب عطرپرور گرديد . در آن زمستان در آن بلدهء جنّتنشان طرح اقامت انداخته اكابر و اعيان ممالك محروسه جهت اقامت لوازم تهنيت فتح خراسان به سدّهء سدره مرتبه شتافته مشمول عاطفت بيكران گرديدند . هم در آن زمستان ايلچيانى از نزد سلطان مصر قانصو و قيصر روم سلطان بايزيد با تحف و هداياى بيكران جهت تهنيت فتح خراسان به آستان
هامش
( 1 ) م : حمل .
( 2 ) ف : جامه .