تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ
« 1 » محجوب داشته به سخنان صايب آن دولتخواه مشفق ، كه عين صواب بود ، ملتفت نگرديد ، بلكه از آنجا كه غرور موفور بر طبيعتش غالب بود با قنبربى به سفاهت زبان گشوده وى را به جبن و بددلى مطعون داشت . صباح روز جمعه سلخ شعبان المعظّم كه شهسوار عرصهء افلاك بر فراز سپهر دوّار آهنگ مغرب نموده سپاه ظلمانى شب از پى كارزار بر اثرش روان گرديد شيبك خان از ظاهر مرو كوچ كرده به تعاقب متوجّه معسكر خسرو دادگر گرديد . در اثناى راه مكتوب با اسلوب هميون رسيده مضمون معلوم نمود و گفت : « سبب اين مراسله كمال عجز و جبن است از اقدام بر مقابله و مقاتله . » و در تعاقب مواكب سپهر مراتب بيشتر از پيشتر مبالغه و سرعت ورزيده خواجه كمال الدّين محمود ساغرچى را كه وزير و نايب مناب دولتش بود فرمود كه حامل مكتوب هميون را به مرو برده محبوس دارد و در اخراج متجنّده‌اى كه در شهر توقّف نموده‌اند نهايت اهتمام مرعى دارد . بعد از آن در طىّ مسافت سرعت ورزيده چون حركتش به نهر محمودى منتهى گرديد امير خان موصلو بنا بر مواضعه عنان عزيمت به وادى فرار معطوف گردانيد و محمّد خان از صرصر فراروى رايحهء فتح استشمام نموده در اسراع مرتبه‌اى ديگر تيزتر گرديد و با سپاه اوزبك از سيه آبى ، كه در آن ممرّ بود ، عبور نموده در نواحى قريهء محمودى به سپاه رزم‌خواه پادشاه سكندر جاه ملحق گرديد بىخبر از اين معنى كه ، بيت : [ 94 ب ]
ز باشه چه انديشه دارد عقاب * سحابىست نزد بلندآفتاب
امّا پس از عبور سپاه اوزبك از آن سيه آب پادشاه فريدون فرّ بر طبق انديشهء صايب عطفه عنانى نموده به ترتيب صفوف عساكر فيروزى مآثر پرداخت ، آنگاه جناحين لشكر فيروزى اثر به اميرخان موصلو و زينل خان شاملو و ديگر نامداران جلادت آيين آراسته و مزيّن ساخته به نفس نفيس و ذات ملكى صفات جان در قالب قلب آورده رايات صفوى آيات « 2 » به ذروهء تدبير بهرام « 3 » رسانيد . محمّد خان شيبانى نيز لا علاج به تسويهء صفوف امر فرمود و در برابر انكار جنود خويش ، جان‌وفا ميرزا و قنبربى را باشليق ساخته قلب را به وجود خويش بياراست .
هامش
( 1 ) بقره : 7 . ( 2 ) ف : رايات اقبال آيات . ( 3 ) ف : تزوير مهر و ماه .