قلعهگيرى پرداخته آغاز محاصره و محاربه نمودند . محمّد خان نيز ابواب دروب بر روى خود مسدود ساخته خاطر بر تحصّن قرار داد و بر هر برجى بيگى از امراى معتمد سپرده در محافظت بلده و حصن حصينش شرايط تحفّظ و تيقّظ مرعى مىداشت .
اگر چه تسخير بلدهء مرو به سعى جنود ظفر ورود و اقبال خسرو محمود « 1 » به سهولت تيسّر مىپذيرفت ، امّا بنا بر ملاحظهء اتلاف شجعان و مجاهدان فرمان هميون به رخصت محاربه متعلّق نمىگرديد و اكثر اوقات فرقهاى از نامداران صاحب اقبال و زمرهاى از دلاوران ابطال ، قريب به دروب و فصيل باره رفته به صرصر هيجا نيران قتال اشتعال مىدادند . از شهر نيز طايفهاى از ارباب بسالت و شهامت به خروج مبادرت نموده از طرفين بر بساط مجادله و مناظره ساغر بلا بر يكديگر مىپيمودند ، امّا اكثر اوقات عساكر فيروزى مآثر را فتح و نصرت روزى گرديده در مضمار كارزار خاك ادبار بر مفارق اوزبكيّه مىريختند و چنانچه عادت زمانهء غدّار است گاهى بعضى از غازيان مجاهد را كه روزنامهء عاريت به خاتمهء قضا مسجّل گشته به شرف شهادت استسعاد مىيافتند و احيانا جمعى اسير كمند تقدير گرديده به حكم محمّد خان به رياض جنان مىخراميدند .
چون روزى چند بر اين منوال متمادى گرديد نزد خسرو جهانگير به وضوح پيوست كه شيبك خان در انتظار جنود ماوراءالنهر روز مىگذراند و تا خروج وى از شهر و دفع طغيانش روزگار به طول مىانجامد ، لاجرم به مضمون كلام معجز نظام سرور اوليا علىّ مرتضى - عليه التّحيّة و الثناء - را كه الحرب خدعة نصب العين اشرف گردانيده رأى جهانگشاى چنان متقاضى گرديد كه از راه خدعه و فريب او را از مضيق شهر بند به فضاى وسيع دشت و بيابان كشيده غايت اقتدار به ظهور رساند ، نظم : [ 93 الف ]
بود ظاهر بر ارباب معانى * كه باشد مايهء كشورستانى
گهى شمشير ارباب جلادت * گهى تدبير اصحاب سعادت
فروغ تيغ اگر چه خصمسوز است * شعاع رأى هم عالمفروز است
به شمشيرى يكى ، تا صد توان كشت * به رايى ، لشكرى را بشكنى پشت
هامش
( 1 ) ف : مجهود .