تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
و اين مكتوب خجسته اسلوب را به يكى از قورچيان عظام داده به سمت مرو ارسال فرمود . صبح روز جمعه بيست و نهم شعبان المعظّم سنهء ستّ عشر و تسعمائه [ 916 ه / 1510 م ] كه خسرو بيضا علم مملكت سپهر به عزم تسخير قلعهء افلاك تيغ زرّين از نيام منطقه بيرون كشيد و محصوران قلعه را بر خاك ادبار نشانيد موكب هميون با جنود سعادت ورود در حفظ و حمايت ملك ودود از عقب نهر محمودى لواى جهانبانى به سمت قلعه تلخان برافراشت و امير خان موصلو مهردار را با سيصد سوار در خود كارزار تعيين فرمود كه بر سر پل محمودى توقّف نموده مقرّر آنكه چون اثر سپاه اوزبك ظاهر گردد بىتوقّف روى به وادى فرار نهد تافيهء اوزبكيّه دلير شده بر نهج تعاقب مسارعت نمايد و از سيه آبى كه در آن ممرّ واقع است گذشته از حوالى شهر دور افتند . امير خان بر حسب فرمان داراى زمان در موضع مذكور توقف نموده در انتظار سپاه مخالفان بايستاد . از آن طرف محمّد خان شيبانى چون معلوم نمود كه پادشاه مؤيّد من عند اللّه كوچ نموده بر طريق مراجعت بيراق افراختند « 1 » بر طبق كلمهء الانصراف قبل التمكّن هزيمت و معاودت موكب نصرت آيات را چنانچه مطلب و انديشهء پادشاه كامكار بود حمل بر ضعف و رعب نموده چنان گمان برد كه تا حدود آذربايجان ، موكب نصرت‌نشان در هيچ مكان يكران بازنخواهدكشيد ، لذا بر طبق انديشهء خويش روز اوّل رعايت [ حزم ] نموده از شهر به خروج ميل ننمود و در روز ديگر به سپاه اوزبك فرمان داده با پانزده هزار سوار از بهادران جوشن پوش خنجرگذار به خروج مبادرت نمود . ( 69 ) قنبربى كه از اعاظم امرايش به مزيد شجاعت و جودت ممتاز مىزيست [ 94 الف ] به عرض رسانيد كه : « چند روز تعاقب قزلباشيّه در حيّز قدرت موقوف داريم تا عبيد خان و امراى ماوراءالنهر با سپاه فراوان به ما ملحق گشته از روى عدّه و عدد و استظهار تمام متوجّه جنود قزلباش گرديم و ايضا معلوم گردد كه كوچ نمودن آن جماعت بنا بر فريب « 2 » است يا از ممرّ ضعف » . امّا چون اقبال پادشاه مؤيّد در غايت اعتلا و ارتفاع بود غشاوهء غرور و انانيّت ديدهء بصيرتش به حجاب
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى
هامش
( 1 ) ف : اسراع ورزيدند . ( 2 ) ف : فرصت .