تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
تلذّذ لذّات جسمانى متقاعد گرديده جهت ترويج روحش به ختمات كلام اللّه مجيد و إطعام مساكين و ايتام امر نموده آنچه از لوازم تعزيت و سوگوارى بود بر نهجى به فعل آوردند كه جميع ايستادگان درگاه عرش اشتباه آرزوى وفات آن چنان مىنمودند . بعد از مراسم تعزيت جسدش را به جانب نجف اشرف ارسال گردانيده امير يار احمد خوزانى را به تفويض منصب وكالت نايب مناب آن جناب گردانيد و به خطاب نجم ثانى رايت افتخار و اعتبارش از سپهر نورانى بگذرانيد و باقى امرا و اركان دولت را به متابعش مأمور گردانيده سرانجام مهام ملكى و مالى را به رأى صواب نمايش بازگذاشت . امير نجم الدّين ثانى نيز به اصابت رأى و جودت ذكا و همّت بلند از ساير اشراف و اعيان آن عهد امتياز تمام داشت و در ايّام اقتدار با رعايا و لشكرى بر نهج عدالت و حسن خلق سلوك نموده به جودت خلق و همّت و الا قلوب صغير و كبير روزگار صيد نمود . القصّه پادشاه سكندر مسير از موضع خامنه و شبستر رايات عزّت و اقبال به جانب خوى اعتلا داده تا هنگام يورش به شيروان در مواضع نزه آن ولايت قرين عيش و عشرت اقامت داشت . و در آن اوقات ميرزا بيگ علايى كه از اعيان وزراى آستان خلافت‌نشان بود به سعايت ارباب نكايت و نقاضت امير نجم ثانى ، به بعضى جرايم متّهم گرديده به سراى جاودانى نقل نمود - إنّه الموصل إلى المقصور .

37 اهتزاز قلم مشكين رقم در تحرير توجّه موكب سپهر توان به ممالك شيروان و پاك گردانيدن آن ولايت از لوث وجود اهل عناد و طغيان

در اوان فصل شتا به هنگام دى سردى هوا كه موضع خوى را از نزول موكب جاه و جلال از سپهر خضرا دم از مساوات زدى ، به مسامع جاه جلال رسيد كه :