وقايعى كه به منصّهء ظهور رسيد يكى آنكه امير يار احمد خوزانى ، كه در سلك اشراف و اعيان روزگار مىزيست ، در شيراز از يمن توجّه و اهتمام امير نجم الدّين مسعود منظور نظر تربيت [ 85 ب ] خسرو دادگر گشته به منصب جليل القدر وزارت سرافراز گرديد . ديگر آنكه قاضى محمّد كاشانى ، كه از غايت تقرّب و كاردانى با منصب عظيمالمرتبهء صدارت ايالت و نيابت جمع گردانيده در اكثر مهمّات سر كار سلطنت و امور شرع اشرف دخل مىفرمود و حكومت يزد و كاشان و شيراز نيز به دو متعلّق بود ، در آن و لا اختر طالعش از اوج اقبال به حضيض و بال منزل نموده غرور منصب و ادبار پندار او را از جادّهء صواب منحرف ساخت و نسبت به امير نجم الدّين ابواب سعايت و مخالفت مفتوح داشته معروض پايهء سرير خلافت گردانيد كه : « مبلغ هشت هزار تومان اموال ديوانى متصرّف فيه امير نجم است . اگر از مستقرّ عزّت فرمان قضا امضا به مصادره و تحمّل وى صادر گردد هرآينه مبلغ مزبور را از محال متصرّفه خاطرنشان وى نمود ، به خزانهء عامره و اصل مىكرد » . خسرو والاتبار از غايت همّت و نهمت ارجمند خدمات سابقهء امير نجم را منظور نظر اعتبار داشته به سخنان واهى وى ملتفت نگرديد .
هم در آن ايّام كيفيّت تقرير قاضى محمّد را به امير نجم تقرير نموده وى را به مصادره و مؤاخذه به آن جناب سپرد . در خلال اين تحمّلات آن مقدار نصايح اعمال و قبايح افعال از وى به ظهور رسيد كه قتلش بر ذمّت سياست سعير مهابت لازم گرديده به انواع تعذيب ، رخت به دارالقضاى آخرت كشيد ، نظم :
دو دست است مر چرخ را كارگر * بدين تيغ دارد به ديگر گهر
يكى را به گوهر توانگر كند * يكى را بدان تيغ بىسر كند
بعد از قتل وى منصب صدارت ، من حيث الاستقلال ، به مقدّم سادات عالىدرجات مير سيّد شريف كه احفاد امجاد مير سيّد شريف علّامه بود مفوّض گشت .
و از آن زمان سواى سادات رفيع الدرجات ، ديگر كسى متصدى امر جليل المراتب صدارت نگرديد .
چون روز [ ى ] چند پادشاه ارجمند در ييلاق نزد فارس به امر شكار و تجرّع بادهء خوشگوار [ 86 الف ] داد عيش و كامرانى داد ، لواى فرقدساى به صوب دار الملك اصفهان برافراشت . چون آن بلدهء جنّتنشان از فرّ قدوم هميون