تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
خون‌آشام حملات متواتر آورده از صرصر هيجا بناى ثبات مخالفان را از بنياد بركنده به يمن دولت پادشاه اسلام اثرى از آن متبدعان باقى نگذاشته صبح دولت فيّاض با بسيارى از متابعان و نامداران به شام ادبارشان لاحق گردانيدند . غنايم بيكران و يراق بىپايان نصيب غازيان و اعوان سپاه پادشاه جم‌جاه گشته بر بيشتر اين فتح نامدار خسرو كامكار لوازم محامد پروردگار بجاى آورده ايالت حويزه را براى يكى از امراى ملك‌آراى تفويض فرمودند . بعد از فراغ خاطر از مهمّات آن ولايت رايت توجّه از پى تسخير دزفول برافراشت . چون ظاهر دزفول از مهر منجوق لواى جهانگشاى آن قدوهء اولاد رسول رشك سپهر برين گرديد ، كوتوال آنجا به قدم انقياد و فرمانبرى پيش آمده ابواب نجات بر روى روزگار خويش مفتوح داشت . مقاليد قلعه را تسليم گماشتگان پادشاه مؤيّد من عند اللّه نموده به كشيدن پيشكش و هداياى لايقه غايت نيكوخدمتى به ظهور رسانيد . پادشاه جهان مقاليد قلاع و بلدهء آن ولايت را نيز به يكى از امراى [ 85 الف ] معدلت‌آيين سپرده به صوب شوشتر عنان سمند كوه پيكر منعطف داشت . والى شوشتر به ارشاد خرد راهبر چون از نزول موكب گردون سير خبير گرديد دانست كه مقاومت صعوه با عقاب و ثبات خاشاك در ممرّ سيلاب ممتنع الوقوع است . از اجناس نفيسه و نقود و جواهر زواهر و اسبان تازىنژاد و استران چون برق و باد آنچه دسترسش بود فراخور استطاعت سرانجام داده از لجّهء زخّار متاع حيات رخت به ساحل نجات كشيده به وساطت ايستادگان درگاه بضاعت پيشكشى كه سامان داده بود بگذرانيده شرايط نيكوبندگى به تقديم رسانيد . شوشتر نيز مانند دزفول و حويزه به حوزهء تصرّف پادشاه جهانگير آمده به يكى از نامداران عدالت پيشه متعلّق گرديد . آفتاب معدلت پادشاه هفت كشور از سپهر رعيّت‌پرورى و مسكين‌نوازى بر وجنات سكّان آن ديار تافته همگنان در مهد رفاهيّت و امنيّت بر بستر راحت غنوده ، امّا امراى نامدار كه به موجب فرمان قضا امضا متوجّه تسخير لرستان گرديده بودند چون ملك رستم از عزيمت ايشان آگاه گرديد مانند سبعى وحشى كه هنگام خوف محبول گريز است رخت به عقبات سخت كشيده گردن به بندگى پادشاه جهان درنمىآورد . امراى ظفر عطيّه نيز همّت بر اخذ و تصرّف وى مصروف داشته حدود طرق آن كوههاى سخت فروگرفتند .