تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
و هداياى لايقه و ساورى بايسته و مقاليد امصار و حصار ، روى افتخار به درگاه سپهر مدار آوردند . پادشاه مرحمت‌گستر ، همگنان را به تشريف عاطفت و احسان تلقّى نموده هريك را به نوازش فراخور احوال مستمال گردانيد ، امّا خطباى كازرون را بواسطهء غلوّى در مذهب اهل سنّت و سلوك در مقابل امر واجب الاتباع به لعن و طعن خلفاى ثلث و معاويه ، امر به قتل فرمودند ( 46 ) و زمام اقتدار هر ولايت در قبضهء درايت حاكمى عادل‌نهاد نهاده چند روز در آن بلدهء طيّبه به تجرّع بادهء ناب و مؤانست گلرخان چون آفتاب سپرى كرده همچنان بساط نشاط و كامرانى بگسترانيد و به ولايت شيراز ، خصوصا به ايالت الياس بيگ ذو القدر مشهور به كحلى بيگ ، عنايت فرمودند و بر عزيمت تسخير ولايت كرمان رايت جهانگيرى ارتفاع يافته رأى عالم‌آراى چنان اقتضا نمود كه بعد از تمشيت امور ممالك فارس به نفس نفيس ، با جنود نصرت ورود متوجّه فتح آن ولايت كردند . در تضاعف اين انديشه مسموع رأى خسرو صايب پشته گرديد كه محمود بيگ نامى از پرناك ، كه ولايت كرمان از ديوان سلطان مراد به وى متعلّق بوده ، از استيصال نهال دولت وى و سپرى شدن فرمانرواى تركمان انديشناك گشته ، به مجرّد استماع توجّه رايات اقبال آيات ، با يكى از امراى صاحب اقبال بر جناح [ 57 ب ] تعجيل گريزان گشته پناه به ظلّ حمايت خاقان منصور ميرزا حسين به خراسان برده و كرمان از وجود صاحب وجودى خالى است ، بنابراين پادشاه جهاندار ، محمّد خان استاجلو را با فوجى از دلاوران شجاعت‌آيين بدان صوب رخصت يورش ارزانى داشته ، مترصّد خبر وى در شيراز اقامت نمودند . پس آن خان عالىمقدار با سپاهى ذى الانتقام با ساز و ابّهت تمام متوجّه دار الامان كرمان گرديد و محمود بيگ پرناك هنوز به جانب خراسان عنان فرار منعطف نگردانيده بود و منتظر بازيچهء روزگار مىبود . چون از توجّه محمّد خان با آن سپاه بيكران آگاه گرديد با آنكه دو هزار سوار نيزه دار در زير لوايش مجتمع بودند ، حيات را غنيمت شمرده با ايل و خدم ، متوجّه خراسان گرديد و آنچه در مدّت عمر و دولت اندوخته بود با خود همراه برده به امّيد آنكه در خدمت خاقان منصور به منصبى ارجمند فايض گردد و نوّاب محمّد خان را ، مصرع : « بىدرد سر نيزه و آمد شد پيكان » فتح دار الامان كرمان ميسّر گشته ،