جميع توابع و لواحق آن ولايت مسخّر گردانيد . آنگاه حقيقت اين فتوحات متنوّعه معروض پايهء سرير ابّهت مسير گردانيده منتظر فرمان ، مقيم دار الامان گرديد .
بعد از استماع تسخير آن ممالك ، پادشاه جهاندار دارايى آن مملكت را با مضافات و ملحقات به رأى و رايت محمّد خان منوط و مربوط گردانيده منشور ايالت با خلع فاخره نزد وى ارسال داشت و نوّاب خانى بساط عدالت گسترده مهام فرق أنام بر نهج مرام به تمشيت مقرون مىگردانيد . امّا بعد از فراغ بال از تمشيت امور مملكت شيراز و كرمان ، پادشاه صاحب اقبال عنان مراجعت معطوف داشته به هواى خطّهء كاشان بر سمند خوش خرام نشست و همگى طىّ مسافت را به نشاط صيد و شكار گذرانيده فضاى كوه و وادى از نخجير و گوزن مىپرداخت .
اهل كاشان چون از قرب وصول موكب گردون مراكب آگاه [ 58 الف ] گرديدند نسيم اين خبر غنچهء همگنان را بشكفانيده نهال آرزوى نشاط از منهل خاطر صغير و كبير و برنا و پير آن ديار سر زده ، هريك از نويد اين دولت به عشرت جاويد مستبشر گشته ابواب شادكامى و خرّمى مفتوح گردانيدند . اشراف و اعيان كاشان مثل فضايل مآب قاضى محمّد ، عمدة العلماء مولانا جلال الدين مسعود و غير ايشان به لوازم استقبال و تعيين تحف و هداياى لايقه و آيين بستن شهر و طريق مسرّت عامه از آراستن اسواق و تزيين دكاكين و آرايش طرق عبور و افراختن شموع و مصابيح در ليالى و آلات مصنوعهء چراغانى مشغولى نمودند .
بعد از ترتيب و اتمام اين مقدّمات موكب جاه و جلال مصون از صدمات عين الكمال به آيين پادشاهان صاحب اقبال ، در آن بلدهء فردوسنشان سرادقات جاه و حشمت به سپهر برين برافراشت و از فرّ نزول هميون زينتى ديگر بر زينت آن بلده افزود . خواص و عوام در هر طرفى مجالس لهو و طرب داير ساخته نداى عيش مسموع ناهيد گردانيدند . مزاج با ابتهاج هميون از آن مسرّت عام منبسط گشته به تجرّع اقداح راح ريحانى و اقدام لوازم نشاط و كامرانى ، رايت عشرت مرتفع گردانيد . بر طبق آن سور و سرور به سرانجام اسباب جشن و طوى عام اشارت أعلى مبذول داشته متصدّيان آن مهام ، چنانچه بايد و شايد و همّت والانهمت آن لجّهء جود را درخور آيد ، به تهيّهء اسباب و تمهيد
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص١٧٠