تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
اين كسى است كه سرزمين بطحاء ( حجاز ) جاى پاى او را مىشناسد و خانهء خدا ، حلّ و حرم او را مىشناسد . اين پسر بهترين همهء بندگان خداست ، اين همان انسان پاك و مطهر و با نام و نشان پاكيزه است ، مردم قريش وقتى كه او را ببينند ، سخنشان اين است كه تمام فضايل به اين سرور پايان گرفته و اين است سرچشمهء تمام كمالات ، و به اوج عزتى رسيده است كه كسى را در اسلام از عرب و عجم ياراى رسيدن به آن مقام نيست . وقتى كه به استلام حجر مىآيد ، ركن حطيم « 1 » مىخواهد - از روى اشتياق - كف دست او را نگهدارد . ( موقع نگاه كردن ) از روى حيا چشم بر هم مىنهد و هر كه مىخواهد بر او بنگرد از شكوه و هيبت او چشم مىبندد و تا لبخند نزند كسى را ياراى سخن گفتن با او نيست ، عصاى دست آن حضرت بوى خوشى دارد ، وه چه كف دست با شكوهى كه در اصل و از آغاز بوى خوشى دارد ! همهء انبيا در فضيلت به جدّ او نمىرسند و فضيلت امت او نيز بالاتر از همهء امتهاست ، انوار هدايت از نور سيماى او جدا مىشود ، همچون خورشيد كه در اثر تابش آن تاريكيها پراكنده مىشود ، وجود او از وجود رسول خدا سرچشمه گرفته ، و عناصر روحى و سجاياى اخلاقيش پاك و پاكيزه است ، اين پسر فاطمه ( ع ) است اگر تو او را نمىشناسى ، ( بدان كه ) به جدّ او نبوّت انبياء ( ع ) ختم مىشود ،
هامش
( 1 ) ركن حطيم يعنى ديوار حجر الاسود و به قولى ما بين ركن ، زمزم و مقام ابراهيم است و از آن رو حطيم گفته‌اند كه محل ازدحام مردم است - م .