رفت و او را در كنار خود نشاند ، و با صداى نحيف و آرام احوال جابر را پرسيد ، آنگاه جابر رو به آن حضرت كرد و گفت :
« يا بن رسول اللّه ! مىدانيد كه خداوند عالم ، بهشت را براى شما و دوستان شما آفريده و جهنم را براى دشمنان و مخالفان شما خلق كرده است پس چرا شما اين قدر به خود رنج و زحمت مىدهيد ؟ ! » امام عليه السلام ، از روى لطف و محبت فرمود :
( 1 ) « اى صحابى رسول خدا ! آيا نمىدانى كه جدّ ما رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - با آن كه خدا هر نوع تركاولاى گذشته و آيندهء او را بخشيد ، با وجود اين - پدر و مادرم فدايش باد - از تلاش و كوشش در عبادت فروگذار نكرد تا آنجا كه ساق مباركش متورّم شد و پاهايش ورم كرد ، عرض كردند : يا رسول اللّه ! شما چرا چنين زحمت عبادت را تحمّل مىكنيد ؛ و حال اين كه خداوند تمام ترك اولاى گذشته و آيندهء شما را بخشيده است ؟ فرمود : آيا من نبايد بندهاى سپاسگزار باشم ؟ » وقتى كه جابر ديد كه هيچ سخنى نمىتواند امام را قانع كند تا آن حضرت از آن همه رنج و تعب دست بردارد ، عرض كرد :
« يا بن رسول اللّه ! به مسلمانان رحم كنيد كه خداوند به بركت وجود شما اهل بيت در اين دنيا بلاها را از مردم دفع مىكند و عذابها را از مردمان بر طرف مىسازد و از آسمان باران فرو مىفرستد ! » امام عليه السلام با صداى آرامى پاسخ داد :
« اى جابر ! من همواره به راه و روش پدرانم خواهم بود تا آنان را ملاقات كنم . »
جابر با شنيدن اين سخن ، متحيّر ماند و نگاهى به اطرافش كرد و گفت :
هرگز در بين پيامبرزادگان كسى همچون على بن حسين عليهما السلام ديده نشده است مگر يوسف بن يعقوب ، به خدا قسم اولاد امام حسين
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٠٥