تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
( 1 )

ضعيف و لاغرى امام

امام زين العابدين عليه السلام از بس كه نماز خوانده بود ، بدنش لاغر و ضعيف گشته بود ، زيرا عبادت بشدت آن بزرگوار را ناتوان كرده و تا آنجا اندامش ضعيف و لاغر شده بود كه باد اندام او را همچون خوشهء گندمى به سمت راست و چپ متمايل مىكرد « 1 » زيرا آن قدر توان نمانده بود كه خود را نگهدارد ، پسرش عبد اللّه مىگويد : پدرم ، شب هنگام همواره نماز به جا مىآورد ، وقتى كه از نماز فارغ مىشد ، همانطور نشسته به بسترش مىخيزيد « 2 » و اين بدان جهت بود كه قدرت ايستادن روى پا - به دليل شدت ضعف و رنج لاغرى - را نداشت . دل اعضاى خانواده و دوستانش از بروز ضعف و خستگى زياد به خاطر نماز و عبادت فراوان ، بر او سوخت و از آن بيمناك شدند كه مبادا به مرگ آن حضرت منتهى شود لذا موضوع را با آن حضرت در ميان گذاشتند امّا آن بزرگوار نپذيرفت و بر ملازمت خود به نوافل و عبادات پايدارى كرد تا وقتى كه به پدران گرامش ملحق شد ، و ما در ذيل به بعضى از كسانى كه در اين باره با آن حضرت صحبت كرده‌اند اشاره مىكنيم : ( 2 )

1 - يكى از پسران امام

يكى از پسران امام سجاد به حال امام بيمناك شد و از روى دلسوزى و وحشت عرض كرد : « پدر جان ، آخر چقدر نماز ؟ ! » امام عليه السلام با مهربانى و ملاطفت فرمود :
هامش
( 1 ) ارشاد : ص 272 ، روضة الواعظين : 1 / 237 . ( 2 ) بحار : 46 / 99 .