« علاقهء شديد به پروردگارم دارم . » « 1 »
براستى كه سخت دوستدار و دلبستهء پروردگار بود و به هر وسيله و از هر راهى مىخواست كه به او نزديك شود ، در دنياى پرهيزگاران و صالحان كسى در توجه و دلبستگى شديد به خدا به پاى آن حضرت نمىرسد .
( 1 )
2 - جابر بن عبد اللّه انصارى
صحابى بزرگ پيامبر ( ص ) ، جابر بن عبد اللّه انصارى ، دلش به حال امام عليه السلام سوخت و از آن حضرت خواست تا اندكى عبادتش را كم كند و به خود اين قدر زحمت ندهد ، امام باقر عليه السلام اين حديث جابر را نقل كرده است ، مىفرمايد :
« وقتى كه فاطمه دختر امام امير المؤمنين عليه السلام پايدارى برادرزادهاش على بن حسين عليهما السلام را در عبادت و رفتارى را كه با خودش داشت ، مشاهده كرد نزد جابر بن عبد اللّه انصارى رفت و گفت :
« اى جابر ! تو از اصحاب رسول خدايى و ما اهل بيت بر تو حق بسيار داريم و از آن جمله اين است كه وقتى كه ببينى كسى از ما به خودش ستم مىكند و از رنج زياد خود را در معرض هلاك قرار داده است ، به خاطر خدا از او بخواهى تا خود را نگهدارد ، اينك اين على بن حسين يادگار پدرش امام حسين عليه السلام است كه به نفس خود ستم روا داشته و از عبادت زياد پيشانى و زانوها و كفهاى دستش پينه بسته . . . »
جابر ، به خدمت امام زين العابدين عليه السلام رسيد ديد ، در محراب عبادت نشسته در حالى كه عبادت بدنش را نحيف و لاغر كرده و از طاعت زياد سخت رنجور است وقتى كه چشم امام به جابر افتاد به استقبالش
هامش
( 1 ) بحار : 46 / 91 .