تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
( 1 )

مرد شامى با امام زين العابدين

پيرمردى از مردم شام كه در اثر تبليغات دروغ و ناروا فريب خورده بود به نزد امام زين العابدين عليه السلام شتافت و رو به آن حضرت كرد و با صداى بلند گفت : « سپاس خدا را كه شما را هلاك ساخت و يزيد را بر شما پيروز گردانيد ! » امام عليه السلام نگاهى به او كرد و دانست كه او را فريب داده‌اند و حق و حقيقت بر او پوشيده است ، مبلّغان بنى اميه او را گول زده‌اند ، فرمود : - « اى پيرمرد ! آيا قرآن خوانده‌اى ؟ » - « آرى خوانده‌ام » - « آيا اين آيات را در قرآن تلاوت كرده‌اى :
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
« 1 » ،
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى
« 2 » پيرمرد ، بهت زده شد و با صداى آرامى گفت : « آرى اين آيات را خوانده‌ام ! اما بگو ببينم اين آيات با شما چه ربطى دارد ؟ » امام عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند كه ماييم آن خويشاوندان پيامبر كه در اين آيات آمده است . اى پيرمرد ! آيا اين آيه را خوانده‌اى كه خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) اسراء / 26 : حقوق خويشاوندان و ارحام خود را ادا كن . ( 2 ) انفال / 41 : بدانيد هر چه به شما غنيمت و فايده رسد خمس آن متعلق به خدا و پيامبر و خويشان اوست .