تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
آوردن ماديّات دارد از هر راهى كه ممكن بوده است . ( 1 )

حركت اسراى اهل بيت به جانب دمشق

يادگارهاى رسالت و مخدّرات وحى و نبوّت را به دمشق پايتخت بنى اميّه حركت دادند در حالى كه چنان غرق اندوه و غم بودند كه دل هر بيننده را آب مىكرد ، مردم كوفه از هر طبقه از خانه‌هايشان بيرون آمدند تا با اسيران اهل بيت پيامبرشان خداحافظى كنند ، و مرد و زنشان صداى ناله و شيون بلند كرده بودند ، امام زين العابدين عليه السلام اين حالت ايشان را عجيب دانسته و مىفرمود : « همين‌ها ما را مىكشند و بر ما مىگريند ! ! » « 1 » شمر بن ذى الجوشن ناپاك فرومايه دستور داد تا غل جامعه بياورند و به گردن امام عليه السلام بيندازند ، امام را در غل كردند . « 2 » كاروان در مسير خود به سمت شام حركت كرد . مورّخان مىگويند : امام زين العابدين عليه السلام با آن ستمگرانى كه همراهش بودند ، حتى يك كلمه حرف نزد و در تمام طول راه يك درخواستى ننمود زيرا كه امام عليه السلام آن مردم ناپاك و آن فرومايگان را مىشناخت و مىدانست كه هر درخواستى هم بكند پاسخ مثبت نخواهند داد . كاروان بدون وقفه حركت مىكرد تا اين كه به نزديكى دمشق رسيد و در آنجا توقف كرد تا شهر را چراغانى و آذين‌بندى كنند . همين كه شهر شام با بهترين تزيين آراسته شد اسيران اهل بيت پيامبر ( ص ) را در ميان هاله‌اى از تهليل و تكبير به خاطر پيروزيى كه نوادهء ابو سفيان بر نوادهء رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - يافته بود ، وارد شهر كردند .
هامش
( 1 ) مرآة الزّمان : ص 99 . ( 2 ) انساب الاشراف : ق 1 / ج 1 .