يزيد طاغوت خشمگين شد و آثار شادمانى از چهرهاش محو گشت و اين آيه را قرائت كرد :
ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ
. « 1 »
امام عليه السلام فورى سخن او را رد كرد و فرمود :
« اين آيه دربارهء ستمكاران است ، نه دربارهء ستمديدگان و مظلومان . »
يزيد با شنيدن اين جواب كوبنده ، صورتش را از باب تحقير و توهين به امام از آن حضرت برگرداند . « 2 »
( 1 )
خطبهء امام زين العابدين ( ع )
يزيد ، به مردم بار عام داد ، و طبقات مختلف به سمت كاخ طاغوت هجوم آوردند در حالى كه به خاطر پيروزى كاذبش تبريك مىگفتند و او سرخوش و شادمان بود كه دنيا به كام او گشته و سلطنت و پادشاهيش رقيبى ندارد و به خطيب خود دستور داد تا بر منبر برود و هر چه مىخواهد دربارهء امام حسين و پدرش امام امير المؤمنين بگويد ، خطيب ، بالاى منبر رفت و هر چه توانست در نكوهش عترت پاك پيامبر گفت و بر يزيد و پدرش مدايح و ستايشهاى دروغين بسيار نثار كرد ، يك مرتبه امام زين العابدين عليه السلام از جا بلند شد و فرياد برآورد :
« ويلك ايّها الخاطب اشتريت رضاء المخلوق بسخط الخالق فتبوأ مقعدك من النّار . »
هامش
آنچه از دست داديد دلتنگ نشويد و به آنچه به شما رسد دلشاد نگرديد و خداوند هيچ متكبّر خودستا را دوست نمىدارد .
( 1 ) شورا / 30 : هر گرفتارى كه به شما مىرسد به سبب رفتار خود شماست .
( 2 ) حياة الامام الحسين : 3 / 376 .