تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
گمراهان در محو آثار و علائم آن بكوشند ، نه تنها از بين نمىرود بلكه بر رفعت و عظمت آن افزوده مىشود . . . » « 1 » حضرت زينب يادگار برادرش را با اين بيانات و نظاير آنها تسلّى داد تا اين كه از آن همه غم و اندوه كه نزديك بود طومار زندگيش را درهم پيچد كاسته شد . ( 1 )

دفن كردن امام سجاد بدنهاى شهدا را

اوباش فرومايه كوفى لاشه‌هاى كشتگان خويش را دفن كردند اما پيكر پاك ريحانهء رسول خدا ( ص ) و اهل بيت و اصحاب بزرگوارش را روى خاكهاى گرم كربلا به جا گذاشتند ، تا اين كه گروهى از بنى اسد كه در آن جنگ شركت نداشته آمدند و براى دفن كردن آن بدنهاى مقدس قبرهايى كندند اما چون آن پيكرهاى پاك سر نداشتند ، متحير ماندند و نمىدانستند هر بدنى متعلق به كيست ؛ در آن ميان - چنان كه بعضى از مآخذ شيعه نوشته‌اند - ديدند كه امام زين العابدين عليه السلام آمد و يكايك شهدا را بر بنى اسد معرفى كرد ، و شهداى اهل بيت و اصحاب را مشخص كرد و خود پيكر مقدس پدر بزرگوارش را در حالى كه اشك از چشمانش مىباريد در جايگاه ابديش دفن كرد و مىگفت : « خوشا به حال زمينى كه پيكر پاك تو را در آغوش گرفت ، براستى كه دنيا پس از تو تاريك و ظلمانى گشت و آخرت به نور جمالت روشن و نورانى شد ، اما شبم ، به بيدار خوابى و غم و اندوهم ابدى شد و يا آن كه خدا براى ما اهل بيت تو سراى آخرتى را كه تو هستى برگزيند ، اى فرزند رسول خدا ! درود و سلام من بر تو و رحمت و بركات الهى بر تو باد ! »
هامش
( 1 ) كامل الزيارات : ص 261 .