زنان خاندان نبوت و كودكان اهل بيت عليهم السلام هستند ، به سمت خيام حرم حملهور شدند ، گروهى آتش به دست و يك نفر صدا مىزد :
« خانههاى ستمگران ! را آتش بزنيد . »
آرى در عرف اين اوباش خيمههاى حسينى خيمههاى آل پيغمبر خانههاى ظلم و ستم بود و خانههاى امويان و مزدورانشان خانههاى عدل و داد ! در حالى كه اينان تمام كشور را غرق در ظلم و ستم كرده بودند .
موقعى كه آتش در خيمهها زبانه كشيد ، دختران رسول خدا ( ص ) رو به بيابانها گذاشتند و آتش دامن بعضى را گرفته بود ، كودكان يتيم فرياد وا ويلا برآورده و رو بيابانها فرار مىكردند و كمك مىخواستند و كسى نبود كه به آنها كمك كند و از آنها حمايت نمايد ، براستى كه اين منظره از دردناكترين مناظرى بود كه امام زين العابدين به چشم خود مىديد و در تمام مدتى كه پس از پدر بزرگوارش زندگى كرد هرگز از خاطر نبرد و هميشه مىگفت :
« به خدا سوگند كه عمهها و خواهرانم را به خاطر نمىآورم مگر اين كه غم و گريه گلويم را مىگيرد و همواره به ياد فرار آنها در بيابان كربلا مىافتم كه از خيمهاى به خيمهاى و از اينجا به آنجا فرار مىكردند و منادى آن گروه ستمگر فرياد مىزد : خانههاى ستمگران را آتش بزنيد ! » « 1 »
( 1 )
هجوم دشمن به سمت امام
كافران جفاكار به سمت امام زين العابدين عليه السلام هجوم بردند در حالى كه از شدت بيمارى سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگين عاشورا قلبش را در هم مىفشرد ، جانى ناپاك شمر بن ذى الجوشن خواست امام سجاد را
هامش
( 1 ) حياة الامام الحسين : 3 / 299 .