گوشت قربانى پاره پاره شده است و از سويى پدر بزرگوارش را مىديد كه در محاصرهء دشمنان خدا قرار گرفته و آنها كمر قتل آن حضرت را بستهاند و از ديگر سو ، پردهنشينان و مخدّرات وحى و نبوت در حال بيم و هراسند و چنان مضطربند كه زبان ياراى گفتن ندارد ، چارهاى جز صبر نديد و تمام آن مصائب جانگداز را تحمل كرد و جريان امور را به خدا واگذار نمود .
( 1 )
شهادت امام حسين
ستمگران جنايتكار ريحانهء رسول خدا ( ص ) را در ميان گرفتند ؛ با شمشير و تير و سنان حمله كردند و بعضى با سنگ آن حضرت را مىزدند تا اين كه در اثر خونريزى زياد ، ضعف بر آن بزرگوار مستولى شد ، در اين ميان جانى پليد شمر بن ذى الجوشن مبادرت كرد و سر مقدسش را از بدن جدا كرد . راويان خبر مىگويند در حالى سر مقدّسش از پيكر جدا شد كه لبخند رضا و پيروزى بر لب داشت ، پيروزى وصول به جاودانگى و ابديت كه نصيب امام عليه السلام شده بود .
براستى امام حسين عليه السلام از آن جهت شربت شهادت نوشيد كه در سراسر گيتى حكومت حق را برپا كند و به ظلم و جنايت خاتمه دهد و نعمتهاى الهى را بين محرومان و ستمديدگان تقسيم كند و امت را از چنگال حكومت امويان نجات دهد كه حقوق انسانها را پايمال كرده و كشور را به كشتزارى براى خود تبديل كرده بودند كه هر چه مىخواستند به سود خود بهرهبردارى مىنمودند .
( 2 )
آتش زدن خيمهها
اراذل و اوباش ، بدون كمترين توجه بر اين كه در ميان خيمهها بانوان و