تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
و زمين احاطه دارد و به آن نامى كه خورشيد و ماه از آن روشنى گرفته و درياها به وسيلهء او رام گشته و كوهها به سبب او پابرجا شده‌اند مسألت دارم و به آن نام مىخوانم كه عرش و كرسى به وسيلهء او استوار گشته و به نامهاى مقدس و مكرم و نهفته كه در علم غيب تو ، در نزد تو اندوخته است ، به تمام اينها تو را مىخوانم كه بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرستى . » ( 1 ) همين طور كه امام عليه السلام نيايش مىكرد ناگهان حجر الاسود از باب اعجاز و به امر الهى به زبان آمد - همان طورى كه عيسى بن مريم عليه السلام در گهواره با اين كه كودكى بيش نبود ، به سخن آمد - گفت : امام بر حق تنها زين العابدين است و او حجت خداست بر مردم و امين الهى دربارهء دين اوست . بدين وسيله حق آشكار شد « 1 » و گروه زيادى از كسانى كه قائل به امامت محمد بن حنفيّه بودند به امامت امام زين العابدين برگشتند ، اين رويداد را شاعر بزرگ سيد حميرى به شعر در آورده ، مىگويد :
علي و ما كان مع عمه * برد الإمامة عطف العنان و تحكيمه حجرا أسودا * و ما كان من نطقه المستبان بتسليم عم بلا مرية * إلى ابن أخ منطقا باللسان شهدت بذلك صدقا كما * شهدت بتصديق آي القرآن علي إمامي لا أمتري * و خليت قولي بكان و كان « 2 »
داستان على بن حسين كه با عمويش ( محمد بن حنفيه ) دربارهء بازگرداندن زمام امامت و رهبرى به وى و بردن داورى به نزد حجر الاسود پيش آمد و رويداد سخن گفتن حجر الاسود كه بىترديد ، تسليم شدن عمو ( محمد بن حنفيه ) را بطور آشكار به برادرزاده ( امام سجاد عليه السلام ) به زبان گويا بيان كرد .
هامش
( 1 ) بحر الانساب : ص 42 ، اثبات الوصيّه : ص 119 . ( 2 ) محمد بن حنفيه : ص 72 به نقل از ديوان خطى سيد حميرى .
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 179 | الشيخ باقر شريف القرشي / محمدرضا عطائى