انبيا و اوصيا نمىدهد . از جملهء آنها اخبارى است كه امام امير المؤمنين عليه السلام راجع به بسيارى از امور غيبى اطلاع دادند و تمامى آنها در صحنهء زندگى اتفاق افتاد ، راجع به كشته شدن خوارج نهروان و هلاكت ذو الثّديه ( رهبر خوارج ) و همچنين از زوال حكومت بنى اميه و بسيارى از رويدادها خبر داد كه اگر تمام آنها را جمع كنند خود كتاب مستقلى خواهد شد و تمام آنچه خبر داده بود به وقوع پيوست ، بارها آن بزرگوار به يارانش مىفرمايد :
« پيش از آن كه مرا از دست بدهيد ، هر چه مىخواهيد بپرسيد . . . به خدايى كه جان على در قبضهء قدرت اوست چيزى راجع به زمان حال تا به قيامت از من نخواهيد پرسيد مگر آن كه به شما خبر خواهم داد . . . »
و بار ديگر به اصحابش فرمود :
« اگر بخواهم به شما از حوادث آينده و رويدادهاى روزگار و مصائب زمان و گرفتارى ايّام و كشمكش و رنج اوقاتتان خبر مىدهم . . . »
استاد عبد الفتاح عبد المقصود در شرح اين سخن امام على عليه السلام مىگويد : « امام عليه السلام از روى گمان سخن نمىگفت و به پشتوانهء علم نجوم و كهانت اين حرف را نمىزد بلكه او ماوراى دانستنىها و ديدههاى معمولى را كه بخشى از مجهولات و مطالب پنهان را آشكار مىسازند ، به چشم خود مىديد .
او پيوسته از حق و حقيقت سخن مىراند و هيچ شك و ترديدى نداشت زيرا كه وى بر قسمتى از علم پيامبر ( ص ) كه از ميان همهء مردم تنها به او آموخته بود ، آگاهى داشت . . . » « 1 »
براستى كه خداى تعالى بخشهاى عظيم و تابناكى از علوم را به ائمهء اهل بيت عليهم السلام مرحمت كرده بود و آنان را به خاطر اين كه حجتى بر
هامش
( 1 ) الامام على بن ابى طالب : 8 / 164 .