و سبطى كه طعم مرگ را نمىچشد ( منظورش محمد بن حنفيه است ) تا وقتى كه آن سپاه را رهبرى كند و آن پرچمها پيشاپيش او حركت كند .
مدتى در كوه رضوى در حالى كه عسل و آب در نزد اوست از انظار مردم غايب است و كسى او را نمىبيند .
اما وقتى كه بر اين شاعر بزرگ حقيقت روشن شد از اين عقيده برگشت و به امامت ائمهء طاهرين عليهم السلام معتقد شد و عقيدهء خود را به مذهب جعفرى ابراز كرد و گفت :
جعفرت باسم اللّه و اللّه أكبر * و أيقنت ان اللّه يعفو و يغفر « 1 »
« به نام خدا - در حالى كه خداوند بزرگتر از آن است كه به وصف در آيد - من جعفرى مذهب شدم و يقين دارم كه خداوند از گناهم مىگذرد و مرا مىبخشد . »
( 1 )
امام سجاد با محمد بن حنفيه
آنچه مسلم است ، محمد بن حنفيه به امامت امام زين العابدين عليه السلام معتقد بوده و دربارهء خود قائل به امامت نبوده است و مردم بودند كه چنان عقيدهاى را دربارهء او داشتند و ممكن نبود كه ادعاى ناحقى كند زيرا كه او از پرهيزگارترين افراد بود و از همه كس احتياط دينيش بيشتر و مسألهء امامت براى او مبرهن بود كه كسى اختيار آن را ندارد و او يقين داشت كه امام زمانش ، امام زين العابدين عليه السلام است . راويان اخبار مىگويند : روزى بين او با امام سجّاد بحث صورى در پيرامون امامت در گرفت و با هم توافق كردند كه كنار كعبه بروند تا در نزد حجر الاسود هر كدام ادّعاى خود را طرح كند و حجر الاسود ما بين آنها داورى كند و اين توافق را به آن دليل كردند تا نظر كلى را روشن كنند و قائلين به
هامش
( 1 ) الأغانى : 7 / 235 .