تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
امام عليه السلام ، بلافاصله پرسيد : « چگونه امامت را شناختى ؟ » ابو خالد عرض كرد : « مولاى من ! شما مرا به نامى خوانديد كه مادرم مرا به آن ( كنكر ) ناميده بود ! در حالى كه من خود آن را فراموش كرده بودم ، مدتى از عمرم را در خدمت به محمد بن حنفيه گذراندم و ترديدى نداشتم كه او امام است تا اين كه او را به حرمت خدا و رسول خدا و امير المؤمنين قسم دادم و او مرا راهنمايى كرد و گفت : امام من و تو و همهء مردم على بن حسين است . » « 1 » سيد حميرى اين داستان را به شعر در آورده ، مىگويد :
عجبت لكنكر صروف الزّمان * و أمر ابى خالد ذى البيان و من ردّه الامر لا ينثنى * الى السيّد الطّهر نور الجنان « 2 »
دگرگونى روزگار و جريان امر ابو خالد كه خود بيانگر حقيقت است . و داستان بازگرداندن بدون ترديد عقيدهء خويش به امامت آقاى پاك و مايهء روشنايى بهشت ، شگفت‌آور است . ( 1 )

قسمتى از دلايل امامت آن حضرت

از جمله دلايل امامت آن حضرت اخبارى است كه از پيشامد بعضى از رويدادهاى آينده خبر داده است و پس از دهها سال همچنان كه فرموده بود تحقق يافته و اين از نظر شيعهء اماميه يكى از دلايل امامت به شمار مىآيد ، زيرا كه خبر دادن از امور غيبى يكى از مكنونات علم خداى تعالى است و خداوند آن را جز به
هامش
( 1 ) كشى : ص 79 - 80 . ( 2 ) محمد بن حنفيه : ص 72 .