كابلى ، كسى نبود و تنها اين پنج نفر معتقد به امامت بودند و جز اينها كسى بر اين عقيده نبود . « 1 »
امام سجّاد عليه السلام مدتى از مردم كناره گرفته و همچون جدش امام امير المؤمنين عليه السلام در زمان خلفا عزلت گزيده و خانهنشين بود ، امام زين العابدين عليه السلام براى خودش در بيرون شهر مدينه خيمهاى زده بود « 2 » و به عبادت و نشر علوم مشغول بود و بدين وسيله خون خود و باقيماندهء اهل بيت عليهم السلام را حفظ كرد و آنان را از شرّ كين حكومت سياه اموى كه مسلمانان بشدت گرفتار آن بودند ، نجات داد .
به هر حال جامعهء اسلامى با اهداف فروزان امامت آشنا نبودند همچنان كه با صفات والايى كه بايد در امام عليه السلام باشد ؛ از قبيل عصمت و علم فراوان و آگاهى كامل از آنچه امت اسلامى در امور سياسى ، اقتصادى و اجتماعى نياز داشتند ، نيز آشنا نبودند و علت اين امر نيز به فشار و شكنجهء رسمى شيعه و كشتار و بازداشت ايشان در زندانهاى تاريك و مانع شدن از ديدار امام زين العابدين عليه السلام مربوط مىشود و اين همه ظلم و جنايت از طرف دولت پست اموى سر مىزد چون از هيچ گونه ظلم و جور فروگذار نمىكرد مگر آن كه بر مسلمانان روا مىداشت .
( 1 )
امامت محمد بن حنفيه
مورّخان در وصف محمد بن حنفيه گفتهاند كه او در علم ، پارسايى ، عبادت و دلاورى از مردان برجستهء روزگار بود و او بعد از امام حسن و امام حسين
هامش
( 1 ) رجال كشى .
( 2 ) فرحة الغرى : ص 33 .