به او فرمود تا پس از شهادت وى به زين العابدين عليه السلام بدهد و موقعى كه امام سجاد پس از شهادت پدر بزرگوارش به مدينه برگشت امّ سلمه آن ودايع را كه در نزد وى بود به آن حضرت تقديم كرد . « 1 » اين ودايع از جمله نشانههاى امامت و ولايت ائمه است و بسيارى از قبيل اين نصوص را كه نويسندگان پيشين شيعه در كتابهاى خود آوردهاند ، در صورتى كه اگر اين نصوص هم نبودند ، شخصيت و الا و صفات برجستهء امام سجاد عليه السلام خود دليل امامت آن حضرت بود .
( 1 )
امامت در عصر آن حضرت
اما امامت در جنبهء فكرى و فرهنگى آن ، مطابق عقيدهء شيعه در عصر امام زين العابدين عليه السلام ندرخشيد و عموم مردم مفهوم امامت را ندانستند و به آن نگرويدند جز اندكى از خواص شيعه از آن كسانى كه وجودشان را در راه تعاليم و ارزشهاى اسلام فدا كرده بودند ، حسين بن عبد الوهّاب مىگويد : « امامت - در عصر امام سجّاد ( ع ) پوشيده و مخفى بود ، جز در نظر آن گروه از مؤمنان كه از آن حضرت پيروى مىكردند . » « 2 »
براستى گروهى از عوامل خطرناك دستگاه جور ، امام عليه السلام را احاطه كرده بودند و مانع از اظهار مسائل و مطالب مربوط به امامت و بيان اصول و فروع حق و حقيقت مىشدند مگر به گروه اندكى از خواص و شيعيان اظهار مىفرمود . « 3 » كشّى در شرح حال سعيد بن مسيّب نقل مىكند كه فضل بن شاذان گفت : « در زمان على بن حسين عليهما السلام در آغاز كار جز پنج تن : سعيد بن جبير ، سعيد بن مسيّب ، محمد بن جبير بن مطعم ، يحيى بن ام طويل و ابو خالد
هامش
( 1 ) اصول كافى : باب نصّ بر امامت على بن حسين ( ع ) .
( 2 ) عيون المعجزات خطّى : ص 31 .
( 3 ) روضات الجنّات : 4 / 44 .