تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
انتبهت بتذكيرك لي من غفلتي ، و نهضت بتوفيقك من زلّتي ، [ و رجعت ] و نكصت بتسديدك عن عثرتي ، و قلت : سبحان ربّي كيف يسال محتاج محتاجا و انّى يرغب معدم الى معدم ؟ فقصدتك يا الهى بالرّغبة ، و اوفدت عليك رجائي بالثّقة بك ، و علمت انّ كثير ما اسالك يسير في وجدك ، و انّ خطير ما استوهبك حقير في وسعك ، و انّ كرمك لا يضيق عن سؤال احد ، و انّ يدك بالعطاء اعلى من كلّ يد . . . « خداوندا به درگاه تو نيازى دارم كه خود از انجام آن ناتوانم و چاره‌اى براى آن ندارم و آن حاجت مرا بيچاره و درمانده كرده است ، و هواى نفس مرا وادار مىكرد تا رفع آن حاجت از ديگرى بخواهم ، در صورتى كه او نيز به وقت حاجت در خانهء تو مىآيد و از تو بىنياز نيست ، در صورتى كه رفتن به در خانه كسى غير از در خانهء تو از لغزشهاى خطاكاران و خود گناهى از جمله گناه گنهكاران است سپس به خود آمدم و توفيقى كه تو به من دادى از لغزشم بازداشت و بازگشتم و به لطف تو به اشتباهم پى بردم و با خود گفتم : منزه است پروردگارم ، چگونه ممكن است بندهء محتاج از محتاج ديگرى و تهيدستى از تهيدست ديگرى حاجت بخواهد ؟ اين بود كه خداوندا با اشتياق تمام آهنگ درگاه تو را كردم و با منتهاى اميدوارى به درگاه تو شتافتم در حالى كه مىدانستم نيازهاى من - هر چند زياد است در نزد درياى كرم تو ناچيز است و بزرگترين بخششى كه من درخواست دارم در مقابل رحمت واسعهء تو اندك است و كان بخشندگى تو از انجام درخواست كسى ، كم نشود و دست عطا و بخششت بالاترين دستهاست . » ( 1 ) اللّهمّ فصلّ على محمّد و آله و احملني بكرمك على التّفضّل ، و لا تحملني بعدلك على الاستحقاق ، فما انا