باب اعتراف به عجز و يا قناعت بدون كار و كوشش نبود بلكه بر اساس تقوا و پرهيز از محرّمات الهى بود و به خاطر آن كه در امور دينى سخت جانب احتياط را داشت ، روش آن حضرت درست همان راه و روش جدش و پدر بزرگوارش بود كه دنيا را طلاق داده بودند و جز به مقدارى كه براى عبادت و در راه رسيدن به فضيلت و پشتيبانى از حق لازم بود به امور دنيا اهميت نمىدادند .
( 1 )
امام با صوفيان
با توجه به پارسايى و اعراض كامل از دنيا صوفيان او را يكى از بزرگان خود دانستهاند و شرح حال مفصّلى از او را در كتابهاى خود نوشتهاند . « 1 » از جمله كلاباذى از علوم و فضايل امام سخن گفته و مقامات آن حضرت را شرح داده است و پس از نقل احوال صحابه ، حالات امام را در گفتار و رفتار توصيف نموده است . « 2 » به عقيدهء من اين مطلب اهميّت ندارد و در نهايت يك نگرش سطحى است زيرا كه روش صوفيان ترك كامل زندگى دنيا و زيستن در غارها و لباسهاى خشن بر تن كردن و غذاهاى سخت خوردن و امور ديگرى است كه با واقعيّت دين اسلام سازگار نيست ، دينى كه هيچ قانونى را مقرر نفرموده است كه باعث عسر و حرج براى مردم شود ، در صورتى كه آن زندگى كه امام زين العابدين عليه السلام داشت با تصوّف متفاوت است ؛ امام بهترين لباس را مىپوشيد ، راويان نقل مىكنند كه آن حضرت جبّهء خز و رداى خز مىپوشيد و عمامهاى از خز بر سر مىنهاد « 3 » و بعضى از محققانى كه دربارهء تصوّف تحقيقاتى دارند عقيدهء كسى را كه مىگويد امام سجاد از صوفيه است به اين ترتيب مردود شمرده مىگويد : « زهد و
هامش
( 1 ) جمهرة الاولياء : 2 / 71 ، حلية الاولياء : 3 / 133 .
( 2 ) التّعرف : ص 11 .
( 3 ) الصّلة بين التّشيّع و التصوّف : 1 / 169 .