تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
رضاى خدا و هدفى جز براى عالم آخرت نداشت ، به اين ترتيب از بارزترين مصاديق اين آيه شريفه بود :
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ .
« 1 » « آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند و به دنبال آن منّتى نگذارند و آزارى نرسانند ، پاداشى نيكو در نزد خدا دارند و از هيچ پيشامدى بيمناك نباشند . » ( 1 ) براستى بخششها و صدقات امام به فقرا تنها و فقط براى رضاى خدا بود بدون شائبهء هيچ غرضى از اغراض دنيوى كه سرانجام آن به خاك مربوط مىشود . زهرى نقل كرده ، گويد : شب سردى امام على بن حسين عليه السلام را ديدم انبان آردى بر دوش حمل مىكرد ، عرض كردم : « پسر پيغمبر ! اين بار ، چيست ؟ » امام ( ع ) در جواب من با صداى ضعيفى فرمود : « عازم سفرى هستم ، توشهء آن سفر را به محل امنى مىبرم . » عرض كردم : « اجازه بفرماييد غلام من برساند . » امام عليه السلام جوابى نداد ، زهرى خواهش كرد : اجازه بفرماييد ، خودم شخصا حمل كنم ! اما امام به راه خود ادامه داد و فرمود : « آرى من از آنچه در سفر باعث نجات من و موجب راحتيم در طول مسافرت است دست بر نمىدارم تو را به حق خدا به كار خودت برس . » زهرى از امام عليه السلام جدا شد و پس از چند روز با آن حضرت ملاقات كرد و تصور مىكرد كه عازم سفر بوده است اما موفق نشده ! عرض كرد :
هامش
( 1 ) بقره / 262 .