« يا بن رسول اللّه ! گويا به آن مسافرتى كه در نظر داشتيد نرفتهايد ؟ ! » امام عليه السلام ، قضيه را به او گفت و مطّلع ساخت ؛ سفرى كه آماده مىشد و توشهء لازم را فراهم مىكرد ، سفر آخرت بود ، فرمود :
« زهرى قضيه آن طور نيست كه تو تصور كردهاى ، بلكه مقصود من سفر مرگ بود كه بايد آماده شوم ، آمادگى براى مرگ ، دورى از محرّمات و بذل و بخشش و تلاش در كار خير است . » « 1 »
انفاق امام عليه السلام به مستمندان برخاسته از طلب رضاى خدا و كوشش براى رسيدن به مغفرت و رضوان الهى بود .
( 1 )
پارسايى در دنيا
يكى ديگر از خصلتهاى والاى امام سجّاد ، پارسايى در دنيا و بىاعتنايى به هر نوع دلخوشى دنيوى بود ، براستى كه امام زهد و پرهيز كامل از دنيا را پيشه كرده بود فريب و نيرنگ دنيا در او اثر نداشت و او واقعيت و حقيقت دنيا را به خوبى مىشناخت و مىدانست كه انسان وقتى كه در خوشيها و رفاه دنيا غرق مىشود ناگزير بايد از اين دنيا برود و جز عمل خير چيزى را با خود نخواهد برد .
امام عليه السلام در عصر خود در ميان مردم به زاهدترين مردمان شهرت داشت . از زهرى پرسيدند كه زاهدترين مردم كيست ؟ گفت : على بن حسين عليه السلام .
روزى ديد فقيرى گريه مىكند ، متأثر شد و فرمود : « 2 » « اگر تمام دنيا در دست اين مرد بود و بعد از دست او مىافتاد ، سزاوار نبود كه به خاطر آن گريه كند ! » « 3 » . براستى زهد امام به خاطر تحمل فقر و يا از
هامش
( 1 ) علل الشّرائع : ص 88 ، بحار الانوار : 46 / 65 - 66 .
( 2 ) بحار الانوار : 46 / 62 .
( 3 ) فصول المهمه : ص 192 .