اين بود برخى از حالات كمنظيرى كه مورّخان دربارهء شكيبايى آن حضرت نقل كردهاند كه خود بيانگر وسعت فضايل بىمانند امام عليه السلام و اوصافى است كه آن بزرگوار تا برترين درجهء كمال انسانى بالا برده است .
( 1 )
صبر امام
از جمله عناصر روحى امام عليه السلام ، صبر در برابر مصائب و گرفتاريهاى دردناك است . آنچه مسلم است هيچ كسى در اين دنيا بمانند اين امام بزرگوار گرفتار مصيبتها نشده است ؛ مصائب و شدايد از آغاز تا پايان عمر آن بزرگوار را احاطه كرده بود ؛ هنوز در نخستين مراحل كودكى بود گرفتار مصيبت بىمادرى شد در حالى كه هنوز از سرچشمهء زلال مهر و محبّت او سيراب نشده بود و هنوز در اوان كودكى بود كه شاهد سوز و گداز خاندان و فاميل خود در فقدان جدش امام امير المؤمنين شد كه عبد الرحمن بن ملجم جنايتكار ، او را به قتل رساند و در پى بىآن ، شاهد بود كه عمويش امام بزرگوار حسن بن على عليه السلام بناچار به مصالحهء با جانى فرزند جانى ؛ معاوية بن ابى سفيان كه لكهء ننگى بر دامن جهان اسلام و عرب بود تن داد زيرا وقتى كه وى بر اريكهء حكومت تكيه زد ، تمام انگيزههاى جاهليت دوباره زنده شد و كينهتوزى فوق العادهء وى نسبت به اسلام و مسلمين آشكار گرديد ؛ او تمام امكانات دولت خود را براى نابودسازى اسلام از عرصهء وجود به كار گرفت و سختترين راه و روش را بر ضد اهل بيت عليهم السلام به اجرا در آورد دشنام و ناسزا را روى منابر و مأذنهها بر آنان مقرّر داشت و همچنين دستور داد تا تمام شيعيانى را كه نمونهها و تجسّم عينى دين و سياست اسلامى بودند از صفحهء روزگار براندازند .
هنگامى كه امام زين العابدين در بهار جوانى بود به مصيبت وفات عمويش