تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
در امام زين العابدين عليه السلام ، اين خصلت ارزنده به خوبى تجسّم يافته بود ، مىفرمود : « من دوست ندارم كه خودم را به خاطر نعمتهاى رنگارنگ دنيا خوار كنم . » « 1 » و دربارهء عزّت نفس مىگويد : « هر كه شخصيت خودش را گرامى دارد ، دنيا در نظر او خوار گردد . » « 2 » ( 1 ) وقتى كه امام سجاد عليه السلام را به شام به اسارت بردند ، به هيچ كدام از مأموران نگهبان خويش كمترين پيشنهادى نكرد ، چنان كه با هيچ يك از ايشان به اهانت و تحقير سخن نگفت . مورّخان مىگويند : يكى از عموهاى امام عليه السلام بناحق بعضى از حقوق او را تصرّف كرد ، آن بزرگوار در آن زمان در مكه بود و وليد بن عبد الملك هم كه پادشاه زمان بود ، در موسم حج به مكه آمده بود ، به حضرت عرض كردند : اگر شما به وليد بفرماييد حق شما را به شما بر مىگرداند ؟ در پاسخ كسانى كه اين پيشنهاد را كردند ، اين سخن جاودانه را كه در دنياى شرف و بزرگوارى مانده است به ايشان فرمود : « آيا مىگوييد كه در حرم خداى عزّ و جلّ ، از غير خداى عزّ و جل من چيزى درخواست كنم ؟ ! من دوست ندارم كه دنيا را از آفرينندهء دنيا درخواست كنم تا چه رسد كه آن را از مخلوقى همانند خودم بخواهم . » « 3 » از جمله آثار عزّت نفس آن بزرگوار آن است كه از راه خويشاوندى و
هامش
( 1 ) خصال شيخ صدوق : ص 24 . ( 2 ) بحار الأنوار : 78 / 135 . ( 3 ) بحار الأنوار : 46 / 64 .