« و العافين عن النّاس » « 1 » امام عليه السلام از روى لطف و محبت فرمود :
« خداوند از تو بگذرد . »
كنيز با شنيدن جمله امام ، عرض كرد :
« و اللّه يحبّ المحسنين » « 2 » امام عليه السلام با لطف و احسان بيشترى رو به كنيز كرد و فرمود :
« برو ، تو آزادى . . . » « 3 »
( 1 ) 2 - از جمله رويدادهاى مربوط به بردبارى امام عليه السلام ، داستان مردى بىشرم و فرومايه است كه با امام روبرو شد و بىدليل شروع كرد به ناسزا و دشنام دادن ، امام عليه السلام با نهايت لطف فرمود :
« اى جوان ! عقبات سختى در پيشروى ماست ، اگر من از آن عقبات بگذرم از آنچه تو گفتى باكى ندارم اما اگر در آنجا سرگردان بمانم ، حال من بدتر از آن است كه تو گفتى . . . » « 4 »
امام سجّاد عليه السلام با تمام وجود و عواطفش به خدا و گرفتاريهاى عالم آخرت كه جز پرهيزگاران كسى از آنها در امان نيست ، متوجّه بود و چنان دلش را مشغول مىداشت كه هرزهگويى آن شخص فرومايه - سخنى برخاسته از باطنى فاقد اخلاق و ادب - كمترين تأثيرى در او نگذاشت .
( 2 ) 3 - از جمله آثار حلم امام عليه السلام آن كه روزى از مسجد بيرون آمد ، مردى شروع كرد به ناسزا گفتن ، مردم خواستند انتقام بگيرند و به او صدمهاى
هامش
( 1 - 2 ) بخش ديگرى از آيهء 134 سورهء آل عمران ، يعنى : . . . آنانى كه از بدى مردم درگذرند ، خداوند دوستدار نيكوكاران است .
( 3 ) تاريخ دمشق : 36 / 155 ، نهاية الادب : 21 / 326 .
( 4 ) بحار الانوار : 46 / 96 .