تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
نادر سلطنت ماوراءالنهر آمويه را همچنان به ابو الفيض خان بخشيد و او را پادشاه آنجا خواند . چون بعضى از اهالى توران به راه اطاعت نمىرفتند نادر به دلجويى آنان پرداخت و اميرانى به سمرقند و اقصى بلاد تركستان روان كرد و كسانى كه نسبت به دولت نافرمان بودند طريق اطاعت گرفتند و بيست هزار تن از جوانان بخارا و سمرقند جزء لشكريان در آمدند و به خراسان روان گشتند .

تسخير خوارزم

ايلبارس خان والى خوارزم با اينكه سابقا به نواحى خراسان آمده و بهره‌اى نيافته بود در ايامى كه نادر در هندوستان توقف داشت به باورد حمله آورد . مقارن ورود او رضا قلى ميرزا نيز از هرات بازگشت و با فوجى به جنگ او رفت . ايلبارس خان چون از آمدن رضا قلى ميرزا آگاه شد با ازبكان بگريخت و بسيارى از اوزبكان در اطراف بقتل رسيدند . رفتار ايلبارس خان سبب شد كه نادر بسر وقت او رود . قبل از حركت نامه‌اى به دو نوشت كه هرگاه او و خوارزميان به اطاعت درآيند امان خواهند يافت ، و گرنه همگى از دم تيغ خواهند گذشت . ايلبارس خان و خوارزميان بدين نامه توجهى نكردند و نادر از بخارا متوجه خوارزم شد . چون نادر به نواحى چار جو رسيد ، فوجى از اوزبكان و تركمانان كه پيرو ايلبارس خان بودند با پيشتازان لشكر نادر جنگ در پيوستند . ليكن پس از اندك مقاومتى شكست خوردند و از كنار آمويه روى برتافتند . ايلبارس خان از خوارزم آمادهء نبرد شد و پس از ورود نادر بخارج قلعهء هزار اسب وى با چند هزار سوار صف‌آرايى كرد و جنگ در پيوست . خوارزميان و مردم يموت و تكه تاب مقاومت نياوردند و راه گريز پيش گرفتند و از گرد ايلبارس خان پراكنده شدند . ايلبارس خان با كسان خود در قلعهء خانقاه متحصن شد . سربازان نادر قلعه را محاصره كردند . طايفهء سارت و اوزبك چون ايلبارس خان را در چنان حال ديدند بدرگاه نادر آمدند و