تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
جواهر بسيار نزد نادر آورد . در همين ايام نادر دختر محمد شاه را براى نصر الله ميرزا خواستگارى كرد و مجلس جشن كنار درياى جمون برقرار گرديد . پس از پايان جشن نصر اللّه ميرزا نزد محمد شاه رفت و او ويرا خلعت داد و سه زنجير فيل با جل‌هاى زربافت و هودج گوهرنگار و پنج سر اسب مرصّع لگام بوى بخشيد . در ايام توقف نادر در هندوستان از تمامى رايان و فرمانداران عريضه و پيشكش تقديم نادر گرديد .

تفويض سلطنت هندوستان بمحمد شاه و بازگشت نادر به ايران

بر اثر كشته شدن ابراهيم خان بدست لكزيها ، نادر بيش از آن توقف در هند را مصلحت نديد و در صدد بازگشت به ايران برآمد . پس بدست خود تاج شاهى بر سر محمد شاه گذاشت و شمشير بر كمر او بست و مقرر داشت كه پادشاهى آن كشور به دستورى كه به نياكان او تعلّق داشته است كما كان بوى تفويض شود و سمت غربى و شمالى رود اتك از بندر سورت تا كشمير و تبت به دو تعلق يابد . پس بهر يك از بزرگان و سران لشكر به قدر مرتبه خلعت داد ، و به خوانين ايران فيل و طوق و جواهر بخشيده شد . روز شنبهء هفتم ماه صفر سال هزار و صد و پنجاه و دو با گنجينه‌ها و گوهرها و اموال بسيار عازم ايران شد و فتح‌نامه‌ها بهر سو فرستاده گرديد . و آوازهء اين فتح در ممالك پراكنده گشت . هنگام بازگشت بعضى از رودخانه‌هاى پنجاب را كه عبور از آن ممكن نبود پل بستند و از برخى ديگر با كشتى گذشتند ، و در همان ايام باران موسمى نيز كه آن را بساره گويند آغاز شد . پيمودن آن راه‌ها مدّت پنج ماه طول كشيد و سرانجام نادر به كنار رود اتك آمد و چند روز بانتظار بستن پل آنجا توقف كرد سپس به راه افتاد . در اين ايام به دو اطلاع دادند كه در غارت شاه‌جهان‌آباد لشكريان گوهرهاى بسيار بدست آورده‌اند نادر دستور تفتيش داد