تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
خيانت رفتار مىكرد كشته شد و عباس ميرزا فرزند بىگناهش نيز بقتل رسيد و دودمان صفويّه برافتاد . حسين خان غلجاى هم كه در مازندران بود درگذشت .

تسخير بخارا

نادر از كار ممالك سند و تأديب اشرار آن حدود فراغت يافت و در سيزدهم محرم سال هزار و صد و پنجاه و سه از راه بلوچستان به ايران بازگشت و در ششم ماه صفر به قندهار درآمد . چون در گذشته ازبكان بخارا و خوارزم بارها به خراسان دست‌اندازى كرده بودند ، نادر بعد از ورود به قندهار عزم تسخير آن دو مملكت كرد . و چون بسبب كشته شدن ابراهيم خان مىبايست سپاهى به شيروان فرستاده شود ، نادر فتحعلى خان كوسهء احمد لوى افشار و غنى خان ابدالى حاكم قندهار را با فوجى گران مأمور سركوبى لكزيهء آن ناحيه كرد و دستور داد كه آنان با سپاهيان خود جنگ را شروع كنند تا خود او برسد . سپس از راه هرات و بادغيس عازم تركستان شد . چون قبلا بوالى بلخ دستور ساختن كشتى داده شده بود صنعتگران هزار و صد فروند كشتى براى حمل ذخائر راه خوارزم و چند كشتى مخصوص سوارى خاص در ساحل آمويه ترتيب دادند و به آب جيحون انداختند . نادر در بيست و هفتم جمادى الاولى به منزل كركى كه معبر بخارا است رسيد . ازبكان چون خود را برابر نادر ضعيف ديدند با حاكمان حصار و قرشى و كسبى و بيشتر بزرگان بخارا وارد خدمت او شدند ، و اردو در چار جو فرودآمد . سپس پل محكمى بر آب آمويه بستند و لشكريان و نادر از آن عبور كردند . در آنجا حكيم بى اتاليق از جانب ابو الفيض خان والى بخارا نزد نادر آمد . ابو الفيض خان نيز با اشراف و رؤساى اويغورى بخارا در يك منزلى شهر بحضور نادر رسيدند . نادر خلعت‌هاى طلاباف و خنجر مرصّع و افسر مكلّل به دو بخشيد و اعيان مملكت بخارا نيز به تناسب خلعت گرفتند و ممالك غربى لباب ( ؟ ) از منضمات ولايات ايران شد و از توران جدا گرديد .