با دو منارهء آن زراندود كردند ، در اين ايام در صدد برآمد كه گنبد على عليه السلام را نيز از طلاكارى كند . پس از ورود به قزوين كسانى را بدين كار گماشت و نذوراتى براى مستمندان آن ناحيت فرستاد . همچنين بيست بار فرش به آن اماكن مقدس ارسال گرديد .
توجه نادر بداغستان
هنگامى كه نادر از قزوين عازم شيروان شد لشكريان خود را در قلعهء شماخى سكونت داد و از راه شاه داغى البرز متوجه مقصد گشت . چون بحدود غازى قموق رسيد شمخال و سرخاب و اوسمى بحضور وى آمدند و اظهار اطاعت كردند . نادر از آنجا بجانب آوار كه در منتهاى داغستان و بحدود چركس متصل است عزيمت كرد . در آنجا دچار سرماى سخت و برف و باران شدند . هنگام توقف در آوار در روزى بارانى فوجى از لكزيهء آوار آمادهء كارزار شدند و به سربازان و جزايرچيان حمله كردند ، و جمعى از لشكريان نادر را از پا درآوردند . نادر به علت سرما و تلفات غير منتظر از آوار عقبنشينى كرد و در بين راه خبر حادثهء قراقيطاق را شنيد .
توضيح آنكه در آنوقت كه نادر در غازى قموق بود فرمان داد تا سرخاب و اوسمى فوجى از لكزيه را جزء سربازان وى درآوردند . آنان از او خواستند كه بجاى اين كار خراج كامل را بر عهده گيرند ولى نادر نپذيرفت و ايشان اگر چه به ظاهر تظاهر بخلوص كردند ، اما در باطن مايل به اجراى فرمان نبودند . اوسمى فوجى از سربازان ركابى را براى انجام مأموريت برگرفت و بجانب قراقيطاق رفت . ليكن در آنجا از اطاعت سرباززد و با سربازان خود در بيشههاى پردرخت سكونت گزيد و به غارت اموال پرداخت . نادر مىخواست از داغستان به سمت ممالك عثمانى رود ، ولى طغيان اوسمى سبب شد كه از آن سفر چشم پوشد . پس لشكريان خود را در خارج دربند متوقف ساخت و فرمان داد كه تا منتهاى داغستان مخصوصا مقر اوسمى پناهگاههاى زمستانى آماده سازند و اسباب توقف زمستان را در آنجا آماده كردند .