آن سلسله [ 1 ] « 1 » هر قسطى « 2 » از اسطقسّات « 3 » اربع با تباين « 4 » اين « 5 » و تباعد « 6 » بين ، در يكديگر پيوسته قابلهء « 7 » قابليّتشان ، توليد كيفيّت خامس « 8 » كرد . و تراكيب « 9 » مواليد « 10 » ثلاث ، بقبول صورت [ 2 ] « 11 » صورت حصول يافت .
تركيب اول معادن بود ، كلك قدرتش بر آب زد ، گوهر ناب شد . و خامهء صنعش [ 3 ] رنگى به خاك ريخت ، لعل خوشاب « 12 » گشت . از اخگر شوقش كانون « 13 » كان [ 4 ] « 14 » درگرفت الماسى آتشى « 15 » پديد كرد . و پنجهء ذوقش دل سنگ بيفشرد عقيق جگرى « 16 » از حجاب « 17 » توارى [ 5 ] « 18 » بتراويد . يا كند لحمي « 19 » چهره به خوناب عشقش [ 6 ] برآكند ، و لعل رنگين نقش « الملك للّه الواحد القهّار » « 20 » بر نگين دل كند
هامش
[ 1 ] - نو و ط ، سلسلهء .
[ 2 ] - ط ، بقبول صورت حصول يافت .
[ 3 ] - ط ، صنعتش .
[ 4 ] - ط ، كون .
[ 5 ] - عت ، تواريد
[ 6 ] - عت ، عشقش ، را ندارد .
( 1 ) - منظومهء شمسى .
( 2 ) - بهره از هر چيز ، مقدار ( ر ب ) .
( 3 ) - ج اسطقس ، در تعريفات جرجانى آن را لفظى يونانى دانسته است بمعنى اصل . و عناصر چهارگانه يعنى آب ، باد ، خاك و آتش را اسطقسات اربع گفتهاند ، زيرا اين چهار عنصر ( به عقيدهء قدما ) اصول مركباتاند ، يعنى حيوان و نبات و معادن ( انتهى ) . محرف يونانى «Stoixeion» بمعنى عنصر و اصل ( حاشيهء برهان ) .
( 4 ) - مص باب تفاعل ، جدائى .
( 5 ) - اين ، يكى از مقولات دهگانه و عبارتست از حصول جسم در حيز ( مكان ) كه مخصوص بدوست و مملو است به او و يا هيئتى است كه حاصل شود جسم را نسبت به مكان حقيقى او ( كش ) .
( 6 ) - مص باب تفاعل ، دور شدن . ( ر ب ) .
دورى ( ناظم الاطباء ) .
( 7 ) - ماناف ، مام ناف و قابلهء قابليت اضافه مشبهبه است به مشبه
( 8 ) - كيفيت خامس يعنى مركبات كه از عناصر چهارگانه پديد مىآيند ( رجوع به حاشيهء 3 شود ) و ر ك .
تعليقات .
( 9 ) - ج تركيب .
( 10 ) - ج مولود و مواليد ثلاث ، معدن ، نبات حيوانست
( 11 ) - مقابل ماده ، و آن چيزيست كه شىء بدان فعليت يابد .
( 12 ) - هر چيز سيراب و تازه و آبدار باشد عموما و جواهر و مرواريد را گويند خصوصا
( 13 ) - آتشدان ( برهان ) . در عربى و سريانى بمعنى آتشدانست . . . و اصل كلمه سامى است . ( حاشيهء برهان مصحح آقاى دكتر معين ) .
( 14 ) - معدن
( 15 ) - يكى از اشكال الماس . ( الجواهر ص 94 )
( 16 ) - نوعى عقيق كه مطلوب مردم خراسان بوده است ( الجواهر ص 173 ) .
( 17 ) - پرده .
( 18 ) - مص باب تفاعل پوشيده شدن ( ر ب ) .
( 19 ) - يا كند ياقوتست ( برهان ) و ياقوت لحمى پستتر از ارغوانى است و بهتر از گلنارى ( لغتنامهء دهخدا بنقل از الجماهر بيرونى ) .
( 20 ) - ملك خداى يگانهء درهم شكننده راست . ( مأخوذ است از آيهء 16 سورهء مؤمن ) .