موادّ معهوده [ 1 ] و نفائس ارمغان از « مغان » روانهء درگاه آسمان جاه قيصرى ساختند ، و اعيان آن دولت [ 2 ] مقدّمتين أوليين « 1 » نامه را كه جزء اخير علّت تامّهء « 2 » مصالحه مىبود نتيجه باب قبول نساخته ، بمعاذير شرعيّه و محاذير ملكيّه موكول داشته وزير صدر گزين و زير « 3 » بالانشين « مصطفى پاشا » والى موصل را [ 3 ] با دو نفر از علماى اعلام براى تبريك تبرّك « 4 » و تبنك « 5 » آن حضرت بر اورنگ سرورى و تجديد و تحديد سنور « 6 » بدرگاه نادرى ارسال ، و در حينى كه منشور كار « قندهار » بخاتم ختام تختيم « 7 » ، و تمائم [ 4 ] « 8 » تتميم [ 5 ] « 9 » بر خرائد [ 6 ] « 10 » امور آن سمت تتميم « 11 » يافته بود ، سفرا وارد آستان سپهر تمثال گشته خديو گيتىآرا به حكم
« ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا »
« 12 » مرّة بعد أخرى « 13 » ايلچى با نامهء
هامش
[ 1 ] - ط ، معهده .
[ 2 ] - ط ، اعيان دولت قيصرى .
[ 3 ] - ط ، موصل .
[ 4 ] - يو ، ط ، تماتم .
[ 5 ] - ط ، تمتيم .
[ 6 ] - يو ، جرائد .
( 1 ) - مقدمهء اول و دوم . دو مادهء اول و دوم . انتخاب لفظ مقدمتين و نتيجه براى اينست كه در برهان مسلم است كه وقتى دو مقدمه ، تمام باشد قياس منتج خواهد بود .
( 2 ) - جزئى كه پس از تحقق آن معلول پديد مىشود . جزئى كه هرگاه محقق شود معلول آن از آن انفكاك ندارد ، و اين در موارديست كه علت تامه مركب از اجزايى چند باشد ( از كشاف اصطلاحات الفنون ذيل كلمهء علت ) .
( 3 ) - و + زير . پست . زيردست .
( 4 ) - اعتماد كردن بر چيزى ( ر ب ) تكيه كردن بر تخت سلطنت .
( 5 ) - جاىگير شدن در عزت ( ر ب ) .
( 6 ) - حدود و سرحدات ( فرهنگ تركى به فرانسه ) .
( 7 ) - پايان يافتن .
( 8 ) - ج تميمه ، تعويذ و مهره پيسه كه در رشته كرده در گردن اندازند براى رفع چشم بد ( ر ب ) .
( 9 ) - پايان يافين .
( 10 ) - ج خريدة ، زن دوشيزه ( ر ب ) .
( 11 ) - تعليق . آويختن ( المنجد ) .
( 12 ) - سپس فرستاديم فرستادگانمان را از پى هم ( از آيهء 46 سورهء مؤمنون ) .
( 13 ) - يكبار پس از ديگرى . يكى پس از ديگر . پىدرپى .