گيتىستان در آن نواحى بقبض و بسط امور و بست و گشاد مهام « داغستان » پرداختند ، تا بستان تابستان را گل سورى سورت گرما بستان افروز « 1 » گشته داغستان « 2 » لالهزار از صدمات سپاه حزيران « 3 » و تموز « 4 » چون حال بغاة داغستان زار و نزار شد ، و قلعههاى قلّهء [ 1 ] گلبن يعنى غنچههاى گل آتشين بتطاول لشكر آب « 5 » به مثابهء خاك اوطان عداة « 6 » طاغى بباد رفت ، و به مقتضاى فصل ايلول « 7 » و تشرين « 8 » آبورنگ نسترن و نسرين مانند خزانهء عتات « 9 » باغى از باغ و راغ به تاراج خزان درآمد ، و موسم كنّ « 10 » و كانون « 11 » رسيد . ثقل « 12 » نقل و انتقال « أثقل من الكانون » « 13 » شد ، و در ابتداى كانون الاول « 14 » ثانى « 15 » زمام عزيمت گشته از ممالك طغاة « أبعد اللّه الآخر » خارج « دربند » [ 2 ] را قرارگاه جيش زاخر ساختند ، [ 3 ] و از
هامش
[ 1 ] - ط ، قلعهء .
[ 2 ] - ط ، شهر دربند .
[ 3 ] - ط ، اضافه دارد ؛ رجع بعد اعدام الاعداء المكارين من المكر كالممكور و انقلب الى اهله مسرورا باليمن الموفور .
( 1 ) - ر ك ، ح 9 ، ص 93 .
( 2 ) - چون لاله را بخاطر سياهى كه در درون دارد داغدار گويند و نيز بمناسبت ( داغستان ) .
( 3 ) - نام ماه نهم از سال روميان . ( برهان )
( 4 ) - نام ماه دهم از سال روميان . و بودن آفتاب در برج سرطان ( برهان ) .
( 5 ) - نام ماه يازدهم از سال رومى ( برهان ) .
( 6 ) - ج عادى ، دشمن .
( 7 ) - نام ماه دوازدهم از سال روميان ( برهان ) .
( 8 ) - تشرين اول نام ماه اول از ماههاى سريانى . رك ح 18 ص 576 .
( 9 ) - ج عاتى ، سركش .
( 10 ) - پوشش ( ر ب ) .
( 11 ) - آتشدان ( ر ب ) . و نيز نام دو ماه از ماههاى رومى است كانون اول و كانون ثانى
( 12 ) - سنگينى . گرانى .
( 13 ) - گرانتر از كانون . و در معنى كانون خلاف كردهاند .
گفتهاند مقصود ماه كانون است و آن ماه سرد بود و هزينهء سنگينى خواهد . و گفتهاند آتشدانست كه چون در آغاز زمستان آن را نهند تا پايان زمستان بر ندارند و گفتهاند كانون مردى است كه چون بر گروهى درآيد سخنى را كه در آن باشند از او پوشيده دارند ( ر ك مجمع الامثال ) .
( 14 ) - ر ك ح 11 همين صفحه .
( 15 ) - بازگرداننده ( ر ب ) .