و نذورات « 1 » نيازمندانه براى محتاجين و مجتاحين « 2 » و مختصّين بخصاصة « 3 » ، و مساكين « 4 » ساكنين اماكن مقدّسات ، و بار بيست حموله « 5 » فرش بروضات مطهّرات فرستادند .
در بيان توجه عسكر دشمن شكر نادرى كرت ثانى بجانب داغستان بعزم تأديب لكزيهء زشت عمل
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
« 6 » . بعد از آنكه خديو « كيومرث » شان « افراسياب » قدر « جمشيد » عزم « قارن » « 7 » قرين « سكندر » در « دارا » راى بهرام بزم ، با جند جندل « 8 » دل « گستهم » « 9 » سهم محراب « 10 » حرب ، و پهلوانان « سام » « 11 » حسام « رستم » رسم « پولاد » « 12 » ضرب ، و يلان « يلان » « 13 »
هامش
( 1 ) - در تداول فارسى زبانان ج جمع نذر .
( 2 ) - ج مجتاح ، از بيخ بركنده .
( 3 ) - درويش .
( 4 ) - ج مسكين ، مستمند .
( 5 ) - باركش از شتر و خر و مانند آن ( ر ب ) .
( 6 ) - آنها چون چهارپايانند بلكه ايشان گمراهترند ( از آيهء 178 سورهء اعراف ) .
( 7 ) - پهلوانى بود در زمان رستم ( برهان ) . يكى از خاندانهاى بزرگ عهد اشكانى كه در زمان ساسانيان نيز اهميت داشتند . ( حاشيهء برهان مصحح آقاى دكتر معين ) .
( 8 ) - سنگ ( ر ب ) .
( 9 ) - نام پسر نوذر بن منوچهر . و نام پسر گژدهم ( برهان ) و ر ك تعليقات آقاى دكتر معين بر اين كلمه .
( 10 ) - بسيار جنگاور و دلير ( ر ب ) .
( 11 ) - پدر زال جد رستم .
( 12 ) - نام پهلوانى ايرانى . و نام ديوى مازندرانى و او را پولاد غندى مىگفتند ( از برهان ) .
( 13 ) - نام پهلوانى تورانى كه بر دست بيژن كشته شد ( برهان ) .