و غرفات « 1 » عالىبناى بلند آشيانه ، و بيوتات مقبّيهء « 2 » عظيم الوطائد « 3 » ، و مناظر مكعّبهء « 4 » قويم القواعد « 5 » طرح افكند ، و رواقهاى « 6 » رائق « 7 » از رواق « 8 » غلمان « 9 » رائق « 10 » خوشتر ، و از منظر چشم دلبران دلكشتر ، و اوطاقهاى مطوّر « 11 » مطوّس « 12 » كه جفت طاق چرخ مقرنس « 13 » بود ، و در رفعت و يكتايى چون چرخ نهم طاق ، بر آسمان افراشت . باريكبينان تا رنگ « 14 » بنيان آن سراها چنان كه سزا بود مىريختند ، به چندين رنگ بر مىآمدند « 15 » ، و مهندسان تا بناى آن عالىاساس را طرح مىافكندند ، خراج اقليم هندستان را صرف دودهء « 16 » طرّاحيش مىكردند . عملهء چابك دستش خشتى كه براى بام رفيعش به بالا مىبردند اگر مانند مهر انور بام « 17 » به راه مىافتادند ، شام به منزل مىرسيدند ، و كاهكشان « 18 » كاهكشان « 19 » شانش گاهى « 20 » كاهى كه جهت سيمگل « 21 » قصر زراندودش مىبردند ، اگر ثور فلك را به زير بار مىكشيدند ، سال ديگر در پاى كار بار مىگشادند . عمارات چوبى « خشت » بهشت را در گرو خوبى هشته ، و بناهاى خشتى « گرد » خشت زرّين آفتاب را برسم طرح « 22 » برين گنبد فيروزه
هامش
( 1 ) - ج غرفة .
( 2 ) - آراسته ( ر ب ) .
( 3 ) - بزرگ پايه . بزرگ استوانه ( ر ب ) .
( 4 ) - چهار گوشه ( ر ب ) .
( 5 ) - استوار اساس .
( 6 ) - پيشخانه .
( 7 ) - خوب .
( 8 ) - ابرو ( ر ب ) .
( 9 ) - ج غلام .
( 10 ) - خوبروى ( ر ب ) .
( 11 ) - منحوت از مصدر ( طور ) .
( 12 ) - مزين ( اقرب الموارد ) .
( 13 ) - بلند . زينت شده .
( 14 ) - رنگ ، طرح بنا كه معماران با گچ يا مادهء ديگر بر زمين كشند تا پى آن بدان شكل گنده و برآورده شود .
( 15 ) - برنگ برآمدن . رنگ برنگ شدن ، متغير شدن از انفعال .
( 16 ) - خاكستر يا دوده كه معماران طرح بنا را بدان بر زمين ريزند . ر ك ح 14
( 17 ) - بامداد . صبح .
( 18 ) - ج كاهكش . برندهء كاه . كارگر .
( 19 ) - كهكشان . مجره
( 20 ) - زمانى .
( 21 ) - گلى است سفيد كه خانه را بدان سفيد كنند ( بهار عجم ) .
( 22 ) - شالوده . گرده . نشان بنا بر كشيدن ( لغتنامه ) .