كالاعمى من جذوات الكور . « 1 »
سنّيان اوزبكيّه هم روافض « 2 » شده از « ايلبارس خان » متحاشى « 3 » و
« أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ »
« 4 » ، از مقام تلاش متلاشى « 5 » گشته زمام جانب قرار بجانب فرار [ 1 ] انكفاء « 6 » و انكفات « 7 » دادند . نزل عليهم البلاء و كتب عليهم الجلاء « 8 » . سلب جميع سيوبهم و جلب ما فى شعوبهم « 9 »
« فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ »
« 10 » . « ايلبارس خان » با اعوان خود رماهم اللّه بالطّلاطلة و الحمّى المماطلة « 11 » در « قلعهء خانقاه » تحصّن جسته افواج منصوره نيز بامر ايلخان قاهر احاطه و تخنيق « 12 » خانقاه را پيشنهاد ساخته قلعه را بخناق « 13 » محصورى گرفتار كردند . أحاط بهم العسكر إحاطة النّار بأهلها « 14 » و لجأ أعوانهم ضالعا حزام ضليعهم من الحيزوم إلى حزم
هامش
[ 1 ] - يو ، دارد .
( 1 ) - و گريختند مانند كور از خدركهاى آتش كورههاى آهنگرى .
( 2 ) - ج رافضة ، يكى آن رافضى . گروهى از لشكر كه از قائد خود بازگردند ( ر ب ) . در تداول سنيان ، شيعه مذهبها . اماميه .
( 3 ) - به يكسو شونده . ( ر ب )
( 4 ) - پنهان ( يا ظاهر ) كردند پشيمانى را چون ديدند عذاب را ( از آيهء 32 سورهء سبا ) .
( 5 ) - از باب تفاعل ، نيست شونده . ظاهرا اين باب بر ساخته از لا شىء است ( ر ك اقرب الموارد ) .
( 6 ) - بر گرديدن ( ر ب ) .
( 7 ) - برگرديدن ( ر ب ) .
( 8 ) - فرودآمد بر ايشان بلا و نوشته شد بر آنان كوچيدن ( قسمت دوم مأخوذ است از آيهء 3 سورهء حشر ) .
( 9 ) - ربوده شد همه نعمتهاى ايشان و كشيده شد آنچه در قبيلههاى آنان بود .
( 10 ) - پس ، گرفت آنان را خدا بسبب گناههاى آنان ( از آيهء 11 سورهء آل عمران ) .
( 11 ) - بياندازد ( مبتلى سازد ) آنان را خدا به بيمارى سخت و تب ديرگذر ( گويا مماطله صفت است نه نام تبى مخصوص ، زيرا با مراجعه به كتاب حميات قانون و مواضع ديگر تبى بدين نام نيافتم
( 12 ) - خفه كردن ( ر ب ) .
مجازا ، ويران كردن .
( 13 ) - خناق محصورى ، اضافهء تشبيهى است .
( 14 ) - فرا گرفت آنان را سپاه ، فرا گرفتن آتش مردم خود را ( دوزخيان ) .