تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
رُؤُسُ الشَّياطِينِ »
« 1 » گرديد ، و مذاق اجسام آن قوم از چوب خدنگ جلادت‌كيشان كه اذاقهء « 2 » معنى
« إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ »
« 3 » مىكرد ، لذّت
« فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ »
« 4 » دريافت ، و فضاى دشت از خبث جثث آن گروه پرداخته گشت ، و رئوس بىحد در صدور « 5 » قنوات « 6 » از پيشگاه همايون گذشت . پس « ايلبارس خان » « از خوارزم » رزم خواه گشته بعد از ورود موكب و الا بخارج قلعهء « هزار اسب » « 7 » با چند هزار اسب سوار بسل « 8 » ، بسلا لهم « 9 » بسلّ « 10 » سيف دلاورى پرداخته توسن مناقدت « 11 » و مناهدت « 12 » برانگيخت . از اين‌طرف نيز مبارزان به بسمل « 13 » نمودن اعدا بسمله « 14 » كرده هريك از جام ظفر بس مل « 15 » گلرنگ نوشيدند ، كه
« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ »
« 16 » و فصل به فصل اقامت رسم دليرى كرده بنحر « 17 » اعدا كوشيدند ، كه
« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »
« 18 » و كرّوبيان گروه گروه مژدهء فتح دادند كه
« إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »
« 19 » . خوارزميان چون مساعدت ساعد « 20 » دريد « 21 » بدپديد « 22 » نديدند ، بدندان
هامش
( 1 ) - شكوفهء آن گويى سرهاى ديوهاست ( آيهء 63 سورهء صافات ) . ( 2 ) - چشانيدن ( ر ب ) . ( 3 ) - همانا درخت زقوم خوراك گناهكارانست ( آيهء 43 و 44 سورهء دخان ) . ( 4 ) - پس همانا آنان هرآينه خورنده‌اند از آن پس پركننده‌اند شكم را ( آيهء 64 سورهء صافات ) . ( 5 ) - ج صدر . بالاى هر چيز . ( 6 ) - ج قناة ، نيزه ( ر ب ) . صدر القناة ، بالاى نيزه . ( 7 ) - قلعه‌ايست از مضافات خراسان ( برهان ) . قلعه‌ايست در خوارزم و گرداگرد آن آبست و جز از يكسو راهى به بيرون ندارد ( معجم البلدان ) . ( 8 ) - ج باسل ، شجاع ( ر ب ) . ( 9 ) - واى بر آنان ( ر ب ) . ( 10 ) - سل . كشيدن . ( 11 ) - مناقشه نمودن در كارى ( ر ب ) . ( 12 ) - بسوى يكديگر آهنگ كردن در حرب ( ر ب ) . ( 13 ) - سر بريدن ، از آن جهت كه هنگام سر بريدن گوسفند ( مسلمانان ) بسم اللّه مىگويند ( از برهان ) . ( 14 ) - بسم اللّه گفتن . ( 15 ) - شراب . ( 16 ) - همانا عطا كرديم ترا كوثر را ( آيهء 1 سورهء كوثر ) . ( 17 ) - شكافتن گلو از پيش سينه چنان كه ذبح شتر را نحر گويند . ( 18 ) - پس نماز كن پروردگارت را و قربانى كن ( آيهء 2 سورهء كوثر ) . ( 19 ) - همانا دشمن تو دم بريده ( بلا عقب ) است ( آيهء 3 سورهء كوثر ) . ( 20 ) - بازو . ( 21 ) - دست . ( 22 ) - آشكارا . نمايان ، بد پديد . بد نمودار . بدنما .