تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
ندامت پشت دست گزيدند كه
« يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ »
« 1 » .
و فى الكفّ قبض للامور [ 1 ] و بسطة * و لكن اذا ما [ 2 ] ساعد الكفّ ساعد « 2 »
بقدرت حىّ لا يموت « يموت » بموت مصادف آمد و يكّه‌تازان « تكه » « 3 » را تكّهء « 4 » تحمّل گسيخت ، و چون فوج تركمان ، كمان گمان مقاومت را از سهم يلان منفصم « 5 » و تير مراد را منقصم « 6 » و بازى سربازى را بىمايه و مآل ، و طاير جلادت را شكسته‌پروبال ديدند ، با ديدهء خونبار بىخان‌ومان و خوار و زار چون مور از صولت جنود سليمانى سراسيمه گشته بكور بختى راهنورد فرار گرديدند . تا هوا من خوف سهم الرّماة فى تير حائر « 7 » و لعب عقبان المريّشات معهم كلعب البازى مع طير طائر « 8 » ، و انكسر جناح بالهم من مناسر نسور الحراب « 9 » ، و انبسط خون النّعم من دمهم فى بسيط التّراب « 10 » و قلع خان دولة سلطانهم « 11 » و خار شوك شوكتهم و شأنهم « 12 » و حاروا من حملات الكماة كالنّمل فى المور « 13 » ، و فرّوا
هامش
[ 1 ] - تمام نسخ الامور ، و تصحيح قياسى است . [ 2 ] - فقط در عت ، بقيهء نسخ : اذا ساعد . ( 1 ) - روزى كه بدندان مىگزد ستمكار بر دو دست خود . ( از آيهء 29 سورهء فرقان ) . ( 2 ) - و در پنجه ، گرفتنى است كارها را و گستردنى و ليكن ( هرگاه ) يارى كند پنجه را بازويى . ( 3 ) - طايفهء بزرگىاند از تراكمه ( آنندراج ) . ( 4 ) - شلوار بند ( ر ب ) بند ازار . ( نصاب ) ( 5 ) - شكسته‌شده . ( ر ب ) ( 6 ) - شكسته‌شده . ( ر ب ) ( 7 ) - گمراه شدند از بيم تير تيراندازان در بيابانى پست و مغاك . ( 8 ) - و بازى كرد تيرهاى پر بر نهادهء عقاب مانند با آنان همچون باز با مرغى پرنده . ( 9 ) - و شكسته شد پر خاطر آنان از منقارهاى كركس‌هاى نيزه زنى . ( 10 ) - و گسترده شد خوانهاى نعمت از خون آنان در خاك ( زمين ) گسترده . ( 11 ) - و كنده شد سراى دولت نيروى آنان . ( 12 ) - و شكسته شد خار شوكت و شأن ايشان . ( 13 ) - و سرگردان شدند از حملهء دلاوان مانند مور در زمين نرم .