فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ »
« 1 » . بتأييد ايزدى ، تيغ تيز كه بريد موت ذريع « 2 » است از ايشان دريغ نخواهد شد
« فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا »
« 3 » . ايشان به شأن نشان عنايت نشان « 4 » اعتنايى نكرده در جواب فرمانى كه تحرير يافته بود اغلوطهاى « 5 » چند فرا بافته و از شاهراه [ 1 ] صدق رو تافته از تاريكى درون
« بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هذا »
« 6 » باخبار
« وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ »
« 7 » گويا شده بودند .
« قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ »
« 8 » . چون به سرحدّ وضوح رسيد كه آن گروه مكروه ، اظهار كريهت « 9 » و ترميح « 10 » و تكريه [ 2 ] « 11 » حكم و الا نمودهاند
« لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً »
« 12 » ، و
« يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً »
« 13 » ، با افاويج « 14 » هلقام « 15 » التقام « 16 » ، در مقام انتقام و
هامش
[ 1 ] - ط ، شاهزاده .
[ 2 ] - ط ، و تكريه و ترميح .
( 1 ) - بكنيد بر وفق توانايى خود همانا من كنندهام پس زود باشد كه بدانيد ( از آيهء 135 سورهء انعام ) .
( 2 ) - موت سريع ، مرگامرگ ، مرگ همگانى ( ر ب . اقرب الموارد ) .
( 3 ) - پس نباشد كه سود دهد ايشان را ايمانشان چون ديدند عذاب ما را ( از آيهء 85 سورهء مؤمن ) .
( 4 ) - حصه . نصيب ( برهان ) .
( 5 ) - سخن غلط . كلام كه بدان كسى را بغلط اندازند ( ر ب ) .
( 6 ) - بلكه دلهاشان در غفلت است از اين ( از آيهء 65 سورهء مؤمنون ) .
( 7 ) - و نيستيم واگذارندگان خدايان خود را از گفتار تو ، و نيستيم ترا گروندگان از آيهء 56 سورهء هود ) .
( 8 ) - گفتند دلهاى ما در پوشش است از آنچه مىخوانى ما را بدان و در گوشهاى ما گرانيست و از ميان ما و ميان تو مانعيست پس بكن ! همانا ما عملكنندگانيم ( از آيهء 4 سورهء فصلت ) .
( 9 ) - كريهة ، جنگ سخت ( ر ب ) . كراهيت ؟ .
( 10 ) - خط زدن نوشته از پس كتابت آن ( ر ب ) .
( 11 ) - ناخواست و ناپسند كردن چيزى بر كسى ( ر ب ) .
( 12 ) - هرآينه مىگويند ناپسندى از گفتار و دروغى ( از آيهء 2 سورهء مجادلة )
( 13 ) - وحى مىكنند بعض ايشان به بعضى ديگر آراسته گفتار باطل را بخاطر فريب . ( از آيهء 112 سورهء انعام ) .
( 14 ) - جج فوج ( ر ب ) .
( 15 ) - شير بيشه ( ر ب ) .
( 16 ) - فروخوردن لقمه ( ر ب ) متمم صفت فاعلى ( كننده ) حذف شده .