و مناعف « 1 » و مقاذف « 2 » ، و مساخط « 3 » و مساقط « 4 » ، و مهابط « 5 » و مآقط « 6 » را سپرى ساخت ، و بخوارزم رفت چنان كه گفتهاند :
فلا تلبثنّ إذا ما لتطت * فتنشب فى كفّة الحابل « 7 »
و لا توغلنّ إذا ما سبحت * فإنّ السّلامة فى السّاحل « 8 »
و بسيارى از اوزبكيّه در اطراف از دم تيغ برقوش تابان ، بصوب عدم شتابان گرديده مضمون
« لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ »
« 9 » دربارهء ايشان جريان يافت .
حاولها قوم و من ذا الّذى * يخرج ليثا خادرا من غابه « 10 »
يدمى أبو الأشبال من زاحمه * فى خيسه بظفره و نابه « 11 »
ظهور اين حركت از « ايلبارس خان » باعث نهضت رايات جهانگشا گشته و
هامش
( 1 ) - سر كوه . جاى بلند از كوه ( از ر ب ) .
( 2 ) - ج مقذف ، جاى افكندن .
( 3 ) - ج مسخط ، خشم گرفتن . ناخشنود شدن ( ر ب ) .
( 4 ) - ج مسقط ، افتادن جاى ( ر ب ) .
( 5 ) - ج مهبط ، فرودآمدنگاه .
( 6 ) - ج مأقط بكسر قاف ، كارزار جاى ( ر ب ) .
( 7 ) - پس درنگ مكن گاهى كه برگرفتى از زمين چيزى ( صيدى ) را پس ( مبادا ) درآويخته شوى در دام دامگسترنده .
( 8 ) - و در مشو چون شنا كردى ، كه همانا تندرستى در كنار است .
( 9 ) - اگر بوديد در خانههاى خود هرآينه بيرون مىآمدند كسانى كه نوشته شده است بر آنان كشته شدن بسوى خوابگاههاى ( قتلگاههاى ) خود ( از آيهء 148 سورهء آل عمران ) .
( 10 ) - قصد كردند آن را مردمى و كيست كه بيرون كند شيرى در بيشه مانده را از بيشهء آن .
( 11 ) - خونآلود مىسازد شير كسى را كه آزار دهد او را در بيشهء آن ، به ناخن و چنگالش .