تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
خديو بىهمال از ورود آن تنها « 1 » نبها [ 1 ] « 2 » پنهانىهاى ضميرش را دريافته مواعيد عرقوبى « 3 » او را بسمع تسمّع « 4 » مسموع نداشته پيغام دادند كه منظور نظر اين بود كه اولاد تو بعنوان ارتهان « 5 » چون عرض لازم « 6 » ، ملازم جوهر ركاب گوهرنگار باشند ، و ايالت « سند » ، باز خوب يابد ، به تو تفويض يابد
« وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ »
« 7 » . از آنجا كه در نظر معامله‌شناس ، كالاى مكر و بهانه را بها نباشد ، و شمع فروزان را از مشمعهء « 8 » پروانه ، پروانه . پروانه « 9 » بروانه گشتن لشكر اصدار يافت ، « خدايار خان » چون مداخل « 10 » مداخلت « 11 » و مداحلت « 12 » را مسدود يافت ، دانست كه به اين نيرنجات « 13 » نيّر « 14 » نجات از افق طالعش طالع شدنى نيست ، جميع بيوت و عمارات « اللّه‌آباد سند » « 15 » را به فحواى
« وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ »
« 16 » هدم « 17 » و إحراق « 18 » ، و اهالى را از بيم سبى « 19 »
هامش
[ 1 ] - ط ، اضافه دارد : من الانتباه ( تصور مىرود اين جمله را كه بعض حواشى معنى نبها آورده‌اند ، در ط ، داخل متن شده ) . ( 1 ) - ج تن . ( 2 ) - آگاهانه ، از روى نباهت . ( 3 ) - ر ك ح 10 ص 96 . ( 4 ) - شنودن ( ر ب ) . ( 5 ) - گرو گرفتن از كسى ( ر ب ) . ( 6 ) - عرض كه از معروض جدا نشود . مقابل عرض مفارق كه آن زود رود عرض لازم چون زوج بودن اربع و عرض مفارق چون سرخى كه بر اثر شرم‌زدگى در رخسار پديد شود . و عرض مقابل جوهر است و در تحقق نيازمند بدان چنان كه گفته‌اند عرض آنست كه وجود نيابد جز در موضوع ( جوهر ) . ( 7 ) - و ليكن مىبينم شما را گروهى كه نمىدانيد ( از آيهء 31 سورهء هود ) . ( 8 ) - بازى كردن ( ر ب ) . ( 9 ) - اجازت ، رخصت . ( 10 ) - ج مدخل ، راهرو . ( 11 ) - معارضت ( اقرب الموارد ) . ( 12 ) - فريب دادن ( ر ب ) ، ( 13 ) - ج نيرنج ، نيرنگ . ( 14 ) - آفتاب . ( 15 ) - در نزديكى رود گنگ است و 260000 تن سكنه دارد . ( 16 ) - و افكند در دل آنان بيم را ( كه ) خراب مىكردند خانه‌هاشان را به دستهاى خود . ( از آيهء 2 سورهء حشر ) . ( 17 ) - ويران كردن . ( 18 ) - سوزاندن . ( 19 ) - اسير شدن .